برگردان به زبان ساده
شب دلشدگان دیده بیدار نبندند
الا که به خون چشم گهربار نبندند
هوش مصنوعی: شب عاشقان خواب به چشمانشان نمیآید، مگر اینکه اشکهای ارزشمندشان ریخته شود.
چون من ز دل خویش شوم سوخته، زنهار
این تهمت بیهوده دران یار نبندند
هوش مصنوعی: وقتی که دل خودم به خاطر عشق آتش میگیرد، نکنه که به آن دوست، اتهام بیاساس بزنند.
من عاشق و مستم، ره زهدم منمایید
کابریشم طنبور به طومار نبندند
هوش مصنوعی: من عاشق و سرمست هستم، پس مرا از مسیر حق و حقیقت منحرف نکنید. طنبور را به طومار نبندید.
بر من که در توبه ببستند، غمی نیست
باید که روم تا در خمار نبندند
هوش مصنوعی: خود را به خاطر نادم بودن و اشتباهاتم سرزنش نمیکنم؛ زیرا باید راهی را دنبال کنم تا وقتی که در حالت مستی و غفلت هستم، دیگری به من اجازه خروج ندهد.
آنان که حق خدمت تو باز شناسند
ناکرده وضو رشته زنار نبندند
هوش مصنوعی: افرادی که به درستی وظیفه خود در خدمت رسانی به تو آگاهند، بیآنکه کار نادرستی انجام دهند، از هر نوع ماجرای نامناسب دوری میکنند.
پر پیچ و شکسته دل عاشق نبود، زانک
دل کان به تو بندند به گلزار نبندند
هوش مصنوعی: دل عاشق پر از درد و رنج نیست، زیرا دل او که به تو وابسته است، در باغ و گلزار قرار نمیگیرد.
خسرو نکند نسبت عشق تو به خود، زانک
شاهی و به فتراک تو مردار نبندند
هوش مصنوعی: خسرو به عشق تو خود را مقایسه نمیکند، چون که شاهی بزرگتر از آن است که به دام آشفته و ناپاک نگاهی بیندازد.