برگردان به زبان ساده
رخت کز آتش تبها به تاب در عرق است
چو نیک می نگرم آفتاب در عرق است
هوش مصنوعی: پوششت از گرما و تب به شدت عرق کرده است، اما وقتی با دقت نگاه میکنم، میبینم که نور خورشید هم در عرقش نقش دارد.
به خونش گر شد آن روی و در عرق افتاد
همیشه شمع منور به تاب در عرق است
هوش مصنوعی: اگر چهرهاش به خون آغشته شود و در عرق بریزد، همیشه شمع روشنی که به زیبایی میدرخشد، در همین عرق است.
به گرد عارض و روی تو خط خوی آلود
محقق است که چون مشک ناب در عرق است
هوش مصنوعی: این جمله به زیبایی و جذابیت چهره تو اشاره دارد و میگوید که لکهای از صفای طبیعی و خلوص همچون عطر مشک در عرق وجود دارد. این بدان معناست که زیبایی تو، به مانند عطری خوشبو که از مشک نشأت میگیرد، خالص و بینظیر است.
چو عکس روی خوی آلوده اش به جام افتاد
قدح چو با دل پر خون شراب در عرق است
هوش مصنوعی: وقتی تصویر چهرهای که زشت است در جام افتاد، گویی که دل من پر از غم و اندوه است و شراب هم در عرق جمع شده.
ز رشک آنکه عرق بر رخش چرا غلتید
سرشک دیده ما چون حباب در عرق است
هوش مصنوعی: به خاطر حسادت به آنکه عرق بر چهرهاش نشسته، اشک ما مانند حباب در عرق موجود است.
ز غیرت این تن خسرو چو در تب و سوز است
دلش بر آتش غم چون کباب در عرق است
هوش مصنوعی: خسرو به خاطر غیرت و احساس درونیش در عذاب و رنج است، دلش به مانند کبابی که بر روی آتش پخته میشود، در شعلههای غم سوخته و در عرق قرار دارد.