برگردان به زبان ساده
بدان بهانه که حسنی ست بس فراوانت
جفا بکن که هر آن کرده نیست تاوانت
هوش مصنوعی: بهانهای بیاور که بخاطر زیباییات، میتوانی به دیگران آسیب برسانی، چرا که هر آسیبی که انجام میدهی، هیچگاه عواقبش به گردن تو نخواهد بود.
مهی که چاک به دامان جانم افگنده ست
همان مهی ست که طالع شد از گریبانت
هوش مصنوعی: مهر و نوری که جانم را زخم زده و در آن گرفتارم، همان نوری است که از دل تو به وجود آمده و به زندگی من راه پیدا کرده است.
کسی که جان به سر یک نظاره خواهند داد
رهاش کن که نگه می کند فراوانت
هوش مصنوعی: به شخصی که تنها به خاطر یک نگاه دل به خطر میزند، بیخیال باش؛ زیرا او خیلی به تو اهمیت میدهد و برای تو ارزش زیادی قائل است.
به نزد تست دلم باژگونه کن که در او
کنی نظاره که چندست داغ پنهانت
هوش مصنوعی: به پیش تو، دل من را دگرگون کن؛ تا در آن نگاه کنی و ببینی که چقدر از دردهای نهفتهات در دل من وجود دارد.
نگر که از زنخت چند دل به چاه افتاد
که تا لب است پر از جان چه زنخدانت
هوش مصنوعی: نگاه کن که چند نفر به خاطر زیبایی و جذابیت تو تا چه عمق و دشواریهایی رفتهاند؛ در حالی که خودت هنوز از عشق و احساسات سیراب نشدهای.
درونت در جگر سوخته کشم هر چند
که سر به سر ز نمک ساخته ست یزدانت
هوش مصنوعی: درونت پر از درد و آتش است، هر چند که ظاهرت به خاطر محبت و مهربانی دیگران، خوشایند و لطیف به نظر میرسد.
به نیم خنده چو صد جان دهی تو خسرو را
به نیم جان چه توان داد مزد دندانت
هوش مصنوعی: وقتی که تو با یک نیمه لبخند، جان و دل زیادی را به خسرو میگذاری، دیگر چه ارزشی دارد که با یک نیمه جان، انتظاری از دندانهای تو داشته باشیم؟