برگردان به زبان ساده
آن شه به سوی میدان خوش می رود سوارا
یا رب، نگاه داری آن شهسوار ما را
هوش مصنوعی: آن پادشاه سوار بر اسبش به سمت میدان جنگ میرود. ای خدا، لطفا از او محافظت کن.
غارت نمود زلفش بنیاد زهد و تقوی
تاراج کرد لعلش اسباب پادشا را
هوش مصنوعی: موهای او بنیاد زهد و تقوی را به غارت برد و سنگهای قیمتیاش دلایل سلطنت را نابود کرد.
جولان کند سمندش چون سم او ببوسم
کو بر زمین زمانی ننهد ز ناز پا را
هوش مصنوعی: اسب او به زیبایی و ناز و لطافتی در راه میتازد که خیرهکننده است. چنان که لحظهای برای استراحت پاهایش را بر زمین نمیگذارد و اینقدر دلربا و خواستنی است که میخواهم او را ببوسم.
خواهم که در رکابش باشم و لیک نتوان
کز خود عنان زلفش بربود این گدا را
هوش مصنوعی: من دوست دارم در کنار او باشم و اما نمیتوانم چون از خودم بیخبرم و نمیتوانم زلفهایش را از دستش بربایم.
گفتی که یاد کردم گه گه ز حال خسرو
کردی چرا فرامش زین گونه این گدا را
هوش مصنوعی: تو چرا به یاد خسرو گاهی میافتی، و او را فراموش کردی که به این صورت به این گدا بیاعتنا هستی؟