برگردان به زبان ساده
مرا دردیست اندر دل که درمان نیستش یارا
من و دردت، چو تو درمان نمیخواهی دل ما را
هوش مصنوعی: در دل من دردی وجود دارد که هیچ درمانی برایش نیست. ای دوست، اگر تو علاجی برای این درد نمیخواهی، دل ما نیز دیگر امیدی ندارد.
منم امروز، و صحرایی و آب ناخوش از دیده
چو مجنون آب خوش هرگز ندادی وحش صحرا را
هوش مصنوعی: من امروز در بیابانم و دیدهام از غم پر است، مانند مجنون که همیشه در جستجوی آب خوش است. اما هرگز نتوانستم آب خوشی را به وحشیهای بیابان بدهم.
شبت خوش باد و خواب مستیات سلطان و من هم خوش
شبی گرچه نیاری یاد بیداران شبها را
هوش مصنوعی: شبت خوش باد و خواب ناز و دلپذیرت همیشه بر تو حاکم باشد، و من هم خوشحالم از شبم، هرچند که تو یادت نمیآید که بیداران شبها چه حال و روزی دارند.
ز عشق ار عاشقی میرد، گنه بر عشق ننهد کس
که بهر غرقه کردن عیب نتوان کرد دریا را
هوش مصنوعی: اگر کسی از عشق بمیرد، هیچکس عشق را مقصر نمیداند، چون نمیتوان دریا را به خاطر غرق شدن کسی سرزنش کرد.
بمیرند و برون ندهند مشتاقان دم حسرت
کله ناگه مبادا کج شود آن سرو بالا را
هوش مصنوعی: بگذارید آنهایی که دلتنگ هستند و آرزو دارند، جانشان را فدای عشق کنند و نگران نباشند که ناگهان آن درخت زیبا و سرسبز، دچار مشکل شود.
به نومیدی به سر شد روزگار من که یک روزی
عنان گیری نکرد امید، هم عمر روان ما را
هوش مصنوعی: روزگار من در حالی به سر میرسد که به ناامیدی دچار شدهام؛ زیرا روزگاری بود که امید هرگز به دست من نیامد و به نوعی زندگیام را تحت تأثیر قرار نداد.
مزن لاف صبوری خسروا در عشق کاین صرصر
به رقص آرد چو نفخ صور، کوه پای بر جا را
هوش مصنوعی: در عشق، از صبر خود هیچ ادعایی نکن، زیرا این باد تند میتواند کوهها را هم به رقص درآورد و آنها را از جایشان حرکت دهد.