برگردان به زبان ساده
ای دل، غمین مباش که جانان رسیدنی ست
در کام تسمه چشمه حیوان رسیدنی ست
هوش مصنوعی: ای دل، غمگین نباش، چرا که محبوب به زودی به تو میرسد و حیات واقعی در دسترس خواهد بود.
ای دردمند هجر، مینداز دل ز درد
کاینک طبیب آمده، درمان رسیدنی ست
هوش مصنوعی: ای آنکه در غم جدایی رنج میکشی، دل خود را از درد نرنجان زیرا طبیب آمده و درمان نزدیک است.
ای آب دیده، ریختنی گرد کن گهر
کان پادشا درین ده ویران رسیدنی ست
هوش مصنوعی: ای دیدهی پرآب، اشکهای خود را جمع کن، زیرا گنج ارزشمندی که مایهی پادشاهی است، در این سرزمین ویران به دست خواهد آمد.
ای گلستان عمر، ز سر برگ تازه کن
کان مرغ آشیان به گلستان رسیدنی ست
هوش مصنوعی: ای باغ زندگی، دوباره جوانه بزن و طراوت خود را بازگردان، چرا که این پرنده که در آشیان خود است، به زودی به گلستان تو خواهد رسید.
پروانه وار پیش روم بهر سوختن
کان شمع دیده در شب هجران رسیدنی ست
هوش مصنوعی: من همچون پروانه به سمت شمعی میروم تا بسوزم، چرا که دیدن آن شمع در شب دوری، رسیدن به آرزوهایم است.
در ره بساط لعل ز خون جگر کشم
کان نازنین چو سرو خرامان رسیدنی ست
هوش مصنوعی: برای رسیدن به معشوقی که چون سرو خوش قامت و زیبا است، میکوشم و حتی از ناملایماتی همچون خون دل نیز نمیهراسم.
جانی که از فراق رها کرد خانه را
یاد آورید کارزوی جان رسیدنی ست
هوش مصنوعی: به یاد آورید که جان گویای عشق، به خاطر دوری از محبوب خانه را ترک کرده است، زیرا آرزوی جان به وصال محبوب نزدیک شده است.
با خویش می زدم که فراق ار چنین بود
این چاشنیت در بن دندان رسیدنی ست
هوش مصنوعی: در حالتی که من تنها بودم و احساس دوری میکردم، متوجه شدم که این چشیدن طعم تلخ جدایی فقط به انتهای یک درد بزرگ منتهی میشود.
آورد بخت مژده که خسرو تو غم مخور
تیر بلا به سینه فراوان رسیدنی ست
هوش مصنوعی: بخت به تو خبر خوش داده که نگران نباش، چون تیرهای بلا به سمت تو زیاد میآید، اما این طبیعی است.