برگردان به زبان ساده
وه که از سوز درونم خبری نیست ترا
در غمت مردم و با من نظری نیست ترا
هوش مصنوعی: آه، چه حسی عمیق در درونم دارم، اما تو از آن بیخبری. من به خاطر غمت دارم میمیرم، ولی تو هیچ توجهی به من نداری.
بر سر کوی تو فریاد که از راه وفا
خاک ره گشتم و بر من گذری نیست ترا
هوش مصنوعی: در کنار کوی تو فریاد میزنم که به خاطر وفاداریام به زمین این راه، حالا به خاک تبدیل شدم و تو هیچ توجهی به من نمیکنی.
دارم آن سر که سرم در سر و کار تو شود
با من دلشده هر چند سری نیست ترا
هوش مصنوعی: من آن سر را دارم که در عشق تو فراموش کنم و با تو باشم، هرچند تو سری نداری که مرا به دل بسپاری.
دیگران گر چه دم از مهر و وفای تو زنند
به وفای تو که چون من دگری نیست ترا
هوش مصنوعی: دیگران هرچند از عشق و صداقت تو صحبت میکنند، اما وفاداری تو را کسی چون من ندارد.
خسروا، ناله و فریاد به جایی نرسد
یارب، این گریه خونین اثری نیست ترا
هوش مصنوعی: ای خسرو، ناله و فریاد تو بیفایده است، خدایا! این اشک و غصههای دلخونم هیچ تأثیری بر تو ندارد.