برگردان به زبان ساده
مردانه می کشد به جفایم ستمگری
تا میرم و دگر ندهم دل به دیگری
هوش مصنوعی: ستمگر به من بسیار رنج میدهد، اما من به خاطر این درد، هرگز دل خود را به دیگری نمیسپارم.
راحت بود سیاست آن کس که بایدش
از غمزه دور باشی و از ناز خنجری
هوش مصنوعی: کسی که باید از جفا و ناز درخواستهای دیگران دوری کند، در سیاست کارش راحتتر است.
گفتم که دوش با تو نشستیم، راست است
بر خویش بسته ام به هوس خواب دیگری
هوش مصنوعی: گفتم که دیشب با تو نشستم و این درست است، اما به خاطر تمایلات خودم به خواب دیگری فکر میکنم.
از غم مگر ز وادی هجر استخوان بود
کز کعبه امید بیاید کبوتری
هوش مصنوعی: آیا میتوان از غم و اندوه جدایی، استخوانی باقی مانده باشد که از کعبه امید، پرندهای به سوی ما پرواز کند؟
ماییم و خواب و بازوی آن یار زیر سر
وه کی نهد تو در خم بازوی ما سری
هوش مصنوعی: ما در خواب و خیال آن معشوق هستیم و هیچکس نمیتواند سر خود را بر بازوی ما بگذارد.
کی ره کند به کلبه ما چون تو آفتاب
ما ناخدای باز کند ز آسمان دری
هوش مصنوعی: چه کسی میتواند به خانه ما بیاید، در حالی که تو همانند آفتابی هستی که در آسمان به ما نور میدهد و همچون ناخدایی در دریای زندگی ما را راهنمایی میکنی؟
یارب حلال خواب خوش، ار چه شبی ز غم
روزی نبود پهلوی ما را ز بستری
هوش مصنوعی: ای خدا، خواب راحت را حلال کن برای ما، هرچند شبها به خاطر غم، روزها هم در کنار ما نیست و روی تخت تنها هستیم.
خسرو به سایه ای ز درخت تو قانع است
آن دولت از کجا که به دست افتدش بری
هوش مصنوعی: خسرو به سایه درخت تو راضی است، پس این خوشبختی چطور ممکن است که به او برسد؟