برگردان به زبان ساده
ای زلف تو هر گره گشادی
وی خط تو خطه و سوادی
هوش مصنوعی: زلف تو هر بار که باز میشود، زیبایی خاصی را به نمایش میگذارد و خط تو نیز نشان از زیبایی و جذابیتی دارد که خاص و منحصر به فرد است.
ای چشم مرا چراغ خانه
در سر مکن از کرشمه بادی
هوش مصنوعی: ای چشم من، نور روشنیبخش خانهام هستی؛ اما لطفاً با ناز و کرشمهات، دل مرا نلرزان.
در راه نیاز می نهی پای
خوش راهی و بوالعجب نهادی
هوش مصنوعی: در مسیر درخواست و نیاز، قدمهای نیکو و خوشی برمیداری و عجیب اینکه این راه را برگزیدهای.
شب چشم تو خلق را همی کشت
چونست ز ما نکرد یادی؟
هوش مصنوعی: چشمان تو در شب، جان مردم را میگیرد. چرا از ما یاد نمیکنی؟
یک فوج ز غمزه نامزد کن
تا با صف غم کنم جهادی
هوش مصنوعی: گروهی از نگاههای فریبنده را جمع کن تا به همراه صفی از اندوه، رزم و مبارزهای در زندگی داشته باشم.
سر می دادم به هر نگاری
گر تیغ غمت زیان ندادی
هوش مصنوعی: من برای هر زیبایی حاضر بودم جان بدهم، اگر غم تو برایم ضرری نداشت.
سرگشته نبودی، ار دل من
در دست خط تو چون فتادی
هوش مصنوعی: اگر در دلدادگی من نبودید، هرگز در شناخت شما سرگردان نمیشدم.
پرگار اگر به دست خویش است
از دایره پا برون نهادی
هوش مصنوعی: اگر تلاش و کوشش تو فقط به دست خودت باشد، میتوانی از محدودیتها و ضعفهای خود فراتر بروی.
تو تیر ستم گشاده و من
دل بسته بر اینچنین گشادی
هوش مصنوعی: تو با ستم خود، همچون تیری که رها شده، در حال آزار دادن دیگران هستی و من در مقابل این آزار، دل خود را به این وضع رنجآور بستهام.
گر از ستم تو بد گریزان
ایام چو خسروی نزادی
هوش مصنوعی: اگر به خاطر ستمهای تو، ایام از بدی به دور شود، مانند این است که تو پادشاهی نکردهای.