برگردان به زبان ساده
دیوانه شدم ز یار بدخوی
بیگانه پرست و آشنا روی
هوش مصنوعی: من دچار جنون شدم از دوست بدخلق و بیاعتماد، که به بیگانگان محبت میکند ولی با آشناها سرد است.
دل بردن عاشقانست خویش
من جان نبرم ازان جفاجوی
هوش مصنوعی: عاشقان دل میبرند، اما من، ای معشوق، جانم را به خاطر خیانت و نیرنگت نمیبرم.
از جعد ترش تن چو مویم
در تافته گشت موی در موی
هوش مصنوعی: موهای من که مثل جعدی نرم و پیچ در پیچ است، به هم پیچیده و گیسوانم را در هم تنیده است.
پرسند نشان صبر، گویم
گامی دو سه از عدم بر آن سوی
هوش مصنوعی: اگر از من بپرسند نشانه صبر چیست، پاسخ میدهم که چند قدمی از ناکجاآبادی به سوی وجود و امید برمیدارم.
خواهم به درت روم به صد آه
سوزم سر و پای خود در آن کوی
هوش مصنوعی: میخواهم به در خانهات بیایم و با دل پر از غم و اندوه، در آنجا سر و پای خود را در عشق تو بسوزانم.
او گر چه به سوز من نبیند
باری رسدش ز داغ من بوی
هوش مصنوعی: اگرچه او به درد و رنج من توجهی ندارد، اما در نهایت بویی از آتش عشق و داغ من به او خواهد رسید.
ساقی، به زکات می پرستان
از من به دو جرعه غم فروشوی
هوش مصنوعی: ای ساقی، به دو جرعه از شراب خود غمهای من را نریز و از من به آنهایی که زکات میدهند، چیزی مگوی.
ای دیده، به سوز من ببخشای
کامروز تراست آب در جوی
هوش مصنوعی: ای چشم، امروز به خاطر درد من، تو هم مانند آب در جوی باید جاری باشی.
خسرو چو به نیک گویی تست
یاد آر او را به گفت بدگوی
هوش مصنوعی: اگر درباره خسرو به نکویی صحبت میکنی، او را به یاد آور، اما اگر گفتار بدی دربارهاش داری، او را فراموش کن.