برگردان به زبان ساده
اگر تو سرگذشت من بدانی
دگر افسانه مجنون نخوانی
هوش مصنوعی: اگر داستان زندگی من را بدانی، دیگر داستان عشق مجنون را نخواهی خواند.
همی گوید «برو بیدار می باش
مکن تعلیم سگ را پاسبانی »
هوش مصنوعی: این جمله میگوید که باید هوشیار باشی و از اطراف خود غافل نشوی و حواست به آدمهای بیارزش نرود، مانند اینکه به یک سگ یاد بدهی که چطور پاسبانی کند. در واقع به اهمیت بیداری و آگاهی در زندگی اشاره میکند.
ز من پرسی که همدردان چه کردند؟
ترا دادند جان و زندگانی
هوش مصنوعی: از من میپرسی که دوستان ناهمدرد چه کار کردند؟ آنها جان و زندگی تو را به تو دادند.
مرا گرد سر آن چشم گردان
که تا بر من فتد آن ناتوانی
هوش مصنوعی: به دور آن چشمان زیبا میچرخم، چون خواهم که آن ناتوانی بر من افتراضی کند.
نماندم استخوانی هم که باری
سگ تو باشد از من میهمانی
هوش مصنوعی: من هیچ چیزی از خودم ندارم که به درد تو بخورد یا به عنوان یادگاری برایت بماند.
طبیبم داغ فرماید، نداند
که صد جا بیش دارم در نهانی
هوش مصنوعی: من پزشکم میگوید که درد من را درمان کند، اما نمیداند که من در دل و درونم، دردهای بیشتری دارم که پنهان است.
به بالینش منالید، ای اسیران
که بس شیرین بود خواب گرانی
هوش مصنوعی: به کنار بستر او نروید، ای کسانی که در بند عشق هستید، چرا که خواب سنگین او بسیار دلنشین و شیرین است.
مرا جان در وفاداری برآمد
هنوز اندر حق من بدگمانی
هوش مصنوعی: عشق و وفاداری من به تو به حدی است که جانم در این راه فدا میشود، اما هنوز هم نسبت به من بدگمانی میکنی.
به قتل خسرو آمد عشق و شادم
که یاری همرهی شد آن جهانی
هوش مصنوعی: عشق باعث شد که خسرو کشته شود و من خوشحالم که همیار و دوستی از آن دنیا در کنارم است.