برگردان به زبان ساده
آن دل خراب شد که تو آباد دیدهای
وان سینه غم گرفت که تو شاد دیدهای
هوش مصنوعی: دل و جان کسی که در عشق تو خراب شده، حالتی ندارد که بتوانی تصور کنی. در حالی که تو زندگی شاد و خوشبختی را تجربه کردهای، او غم و اندوه را چشیده است.
بازارِ عیش و خانهٔ هستی و کویِ عقل
ویرانهها شد آن همه کآباد دیدهای
هوش مصنوعی: بازار خوشی و زندگی و مکان عقل، همه به ویرانی تبدیل شدهاند. آنچه را که قبلاً آباد و flourishing میدانستی، اکنون تنها ویرانهای بیش نیست.
عمریست تا به دامِ بلایی اسیر ماند
آن جانِ نازنین که تو آزاد دیدهای
هوش مصنوعی: سالهاست که آن روح لطیف در دام مصیبتها گرفتار شده، در حالی که تو او را آزاد میپنداری.
نزدِ من، ای حسود، تو بایستیی کنون
تا خان و مانِ دل همه بر باد دیدهای
هوش مصنوعی: ای حسود، حالا باید بگذاری که خانه و زندگی دل من خراب شود و باد به آن بوزد.
ای پندگوی، همرهِ من در عدم نهای
تا از غمِ وِیَم علف و زاد دیدهای
هوش مصنوعی: ای کسی که نصیحت میکنی، تو در کنار من نیستی تا غم و درد من را احساس کنی و درک کنی که چه بر من میگذرد.
ای مرغِ عاشق ار تو بدانستهای وفا
در رنجِ خویش راحتِ صیاد دیدهای
هوش مصنوعی: ای پرنده عاشق، اگر میدانی که وفا در دشواریها چه معنایی دارد، باید بدانی که شکارچی هم آرامش را در درد و رنج خویش تجربه کرده است.
خسرو، به بوستان چه رَوی دل دگر طرف؟
کاش از نخست در گل و شمشاد دیدهای
هوش مصنوعی: ای خسرو، به باغ چه روی که دل تو دیگر جایی ندارد؟ کاش از همان ابتدا در گل و درختان شمشاد آن زیبایی را دیده بودی.