برگردان به زبان ساده
شهریست معمور و در او از هر طرف مهپارهای
مسکین دلم صدپاره و در دست هر مه پارهای
هوش مصنوعی: شهر پررونقی است و در هر گوشهاش دختری زیبا و بیگناه وجود دارد. دل من شکسته و در دستان هر یک از این دختران، تکههایی از قلبم است.
اشکال هرکس را ببین کاندر میان آن همه
دارد هوای کشتنم ناوکزنی خونخوارهای
هوش مصنوعی: هر کس را که ببینی، متوجه میشوی که در دل او تمایل به نابودی من وجود دارد، مانند تیراندازی که با هوس و جنون میخواهد به هدفش آسیب بزند.
هرکس که با او میکند دعوی ز حسن و دلبری
باید ز سروش قامتی، وز برگ گل رخسارهای
هوش مصنوعی: هر کسی که به زیبایی و دلربایی ادعا میکند، باید از زیبایی و خوشحالی الهام گرفته باشد و چهرهاش باید مانند گل باشد.
زین سان که ماه عارضش شد آفتاب دیگران
هرگز به بخت ما نشد طالع چنین سیارهای
هوش مصنوعی: اینگونه که چهرهاش چون آفتاب درخشان است، هیچکس دیگری نمیتواند شانس و بخت ما را مانند این ستارهی بینظیر روشن کند.
صد چاک گشته سینهام از کاو کاو عشق تو
مسکین دل ریشم در او چون طفل در گهوارهای
هوش مصنوعی: سینهام به خاطر عشق تو به شدت مجروح شده و دلم که به مانند یک طفل در گهواره است، در این حالت رنج و اندوه به سر میبرد.
چون وعده وصلی دهد، رخ پوشد و پنهان شود
جز جانسپاری چون کند خسرو به هر نظارهای
هوش مصنوعی: وقتی وعده وصال را میدهد، خود را میپوشاند و پنهان میشود. جز در حالای که جان خود را تقدیم کند، خسرو به هر نظری نگاه میکند.