برگردان به زبان ساده
عشق تو بلای جان بسندست
یک خنده ازان دهان بسندست
هوش مصنوعی: عشق تو مانند مصیبت و درد جان است، اما فقط یک لبخند از آن لبها میتواند همهی این دردها را کاهش دهد.
یک گردش چشم تو به مستی
فتنه به همان جهان بسندست
هوش مصنوعی: یک نگاه پر از جذابیت تو، به اندازهای فریبنده و دلربا است که میتواند دنیا را به هم بریزد.
بیهوده به صید می زنی تیر
آن چاشنی کمان بسندست
هوش مصنوعی: تلاش بیهودهای که میکنی برای شکار، به خاطر این است که سلاح تو آماده نیست.
تیغ از پی کشتنم چه حاجت؟
یک ناز بکن همان بسندست
هوش مصنوعی: نیازی به کشتن من با تیغ نیست؛ فقط یک حرکت ناز تو کافیست.
گر من دل گم شده نیابم
بر همچو تویی گمان بسندست
هوش مصنوعی: اگر دل گمشدهام را پیدا نکنم، وجود تو برایم کافی است.
گفتی که دعای صبر می خوان
نام تو بر این زبان بسندست
هوش مصنوعی: گفتی که برای صبر دعا میکنم و نام تو به این زبان کافی است.
ای چرخ، بلا چه می فرستی
ما را غم آن جهان بسندست
هوش مصنوعی: ای چرخ گردون، چرا این همه مصیبت بر ما میفرستی؟ غم و اندوه آن دنیا برای ما کافی است.
گر دولت وصل نیست ما را
بدنامی مردمان بسندست
هوش مصنوعی: اگر ما به وصل نرسیم، همین که مردم ما را بدنام کنند برای ما کافی است.
اندر تب غم طپید خسرو
آن نرگس ناتوان بسندست
هوش مصنوعی: خسرو در حالی که به شدت گرفتار درد و غم است، به نازکی و ضعف نرگس اشاره میکند که به زودی از بین خواهد رفت.