برگردان به زبان ساده
عارض همچون نگارستان تو
شاهد حال است بر دستان تو
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی تو همچون یک گالری هنری است که رفتار و احساسات تو را به نمایش میگذارد.
شب جهانی کشته ای و آنگه هنوز
بوی خون می آید از پیکان تو
هوش مصنوعی: در شب جهانی بودن یک قربانی و در حالی که هنوز از تیر تو بوی خون احساس میشود.
عذر خواه آن غمزه را از ما که او
خون ما ریخت بی فرمان تو
هوش مصنوعی: از تو عذرخواهی میکنم برای آن نازکدلی که به خواست تو، ما را به درد سر انداخت و دلمان را شکست.
موی بر اندام من پیکان شود
چون کنم یاد از سر مژگان تو
هوش مصنوعی: وقتی یاد چشمان تو را میکنم، موی بدنم به حالت تیر و کمان درمیآید.
سنگ گوهر را به دندان بشکند
بشکند گر گوهر دندان تو
هوش مصنوعی: اگر دندان تو قوی باشد، حتی سنگ های قیمتی را هم میتواند بشکند.
گل بخندد در چمن گر خنده ای
وام یابد از لب خندان تو
هوش مصنوعی: اگر لبخند زیبای تو جانی به گلهای چمن بدهد، گلها نیز با شادی و نشاط خواهند خندید.
با چنین خوبی تو ز آن کیستی؟
بنده خسرو هست باری آن تو
هوش مصنوعی: با این همه خوبی تو، واقعاً چه کسی میتوانی باشی؟ من تنها بنده خسرو هستم و همانا تو همان خسرو هستی.