برگردان به زبان ساده
بیا، ای دیده شهری به سویت
جهانی گم شده در جستجویت
هوش مصنوعی: بیا، ای چشمی که در جستجوی تو، دنیا را گم کردهام.
بلا و فتنه کار افزای چشمت
جفا و کینه دست افزار خویت
هوش مصنوعی: عذاب و مصیبت ناشی از نگاه تو، دل را درگیر میکند و بدی و کینهتوزی تو ابزار آزار دیگری است.
که باشد آیینه آه و هزار آه
که در آغوش گیرد نقش رویت
هوش مصنوعی: آیا کسی هست که در دل خود صدها آه داشته باشد و آنها را در آغوش تصویر چهرهات بگیرد؟
مبادا بگسلد یک مویت، ارچه
جهان آویخت در یک تار مویت
هوش مصنوعی: احتیاط کن که حتی یک رشته از مویت از دست نرود، زیرا اگر چه دنیا به یک تار موی تو آویخته شده است، اما این موضوع بسیار مهم و حساس است.
کنم از آب دیده لب نمازی
چو پای هر سگی بوسم به کویت
هوش مصنوعی: چشمانم را با اشک پر کردهام و با آن نماز میخوانم، مانند اینکه پاهای هر سگی را در کوی تو میبوسم.
بده دل گر توانی بی دلی را
که خواهد داد جان در آرزویت
هوش مصنوعی: اگر میتوانی، به دل کسی بده که بیدل است و جانش را برای رسیدن به عشق تو فدای تو کند.
نیم عاشق چو من از بیم مردن
نبینم سیر در روی نکویت
هوش مصنوعی: نیم عاشق مثل من از ترس مرگ نمیتوانم به چهره زیبایت نگاه کنم و از آن لذت ببرم.
چو زنبور سیه گرد سر گل
بگردم بر سرت بیخود ز بویت
هوش مصنوعی: مانند زنبوری که دور گل میچرخد، من نیز بر سرت میچرخم و از عطر و بوی تو مست و بیخود میشوم.
ز حیرت باز خسرو مانده بیهوش
خموشی بودی اندر گفت و گویت
هوش مصنوعی: خسرو از حیرت به حالتی بیهوا و بیحرکت درآمده است، و سکوت او در گفتوگو حس خاصی را ایجاد کرده است.