برگردان به زبان ساده
نگارا، روز عیش و شادمانیست
هوای سبزه و صوت و اغانیست
هوش مصنوعی: ای گلی زیبا، امروز روز خوشگذرانی و شادابی است، هوا پر از سبزی و آوازهاست.
مرا بی تو چه جای زندگانیست
که دل بی عشق و جان بی شادمانیست
هوش مصنوعی: زندگی بدون تو برای من چه معنا دارد؟ زیرا دل اگر عاشق نباشد و جان اگر شاد نباشد، ارزش زندگی کردن ندارد.
ز چشم خویش ترسانم به رویت
که عشقت سرنوشت آسمانیست
هوش مصنوعی: من از چشمان خودم میهراسم وقتی که به روی تو نگاه میکنم، زیرا عشقت به نوعی به سرنوشت آسمانی و مقدس مربوط میشود.
ز بدخویی جگر خون کرد چشمت
مگر بد خوئیش از ناتوانیست
هوش مصنوعی: چشمانت از بدخلقی و بدخو بودن به شدت دلسرد و ناراحت شدهاند؛ شاید بدخلقی تو ناشی از ناتوانی و ضعف در برابر مشکلات است.
چرا دل برد و منکر گشت زلفت
که بر هر موی او از خون نشانیست
هوش مصنوعی: چرا دل را از من گرفت و زلفت را انکار کرد، در حالی که بر هر تار موی او نشانهای از خون وجود دارد؟
مزن مژگان زهرآلوده بر من
عنایت کن که وقت مهربانیست
هوش مصنوعی: با چشمان مسموم و زهرآلودت به من آسیب نزن، بلکه لطف و محبت خود را نثار من کن، چون زمان دوستی و مهربانی فرارسیده است.
همه کس همنشین تست جز من
که مرگم همنشین زندگانیست
هوش مصنوعی: همه افراد تو را همراهی میکنند، جز من که مرگ، همدم من در زندگی است.
کمر را با میانت عهد بندیست
سخن را با دهانت کامرانیست
هوش مصنوعی: کمر تو با میانت، نشان از پیوند و عهدی است، و سخن تو که از دهانت بیرون میآید، نشانهای از خوشبختی و کامیابی است.
فغان من به گوش خویش بشنو
که بزمت را نوای خسروانیست
هوش مصنوعی: نالههای من را که بشنوی، به یاد بیاور که صدای من همانند صدای پادشاهی است که به جشن و سرور دعوت میکند.