برگردان به زبان ساده
وصیت می کنم، گر بشنود ابرو کمان من
پس از مردن نشان تیر سازد استخوان من
هوش مصنوعی: وصیت میکنم که اگر ابروی کمان من صدای من را بشنود، پس از مرگم میتواند نشانی از تیر آنها روی استخوانهای من بگذارد.
زبان اوست ترکی گوی و من ترکی نمی دانم
چه خوش بودی، اگر بودی زبانش در دهان من
هوش مصنوعی: او به زبان ترکی صحبت میکند و من ترکی نمیدانم. ای کاش زبان او را میفهمیدم و میتوانستم آن را در دهان خود بگویم.
به شکر نسبت لعل لب جان پرورش کردم
برون کن از پس سر، گر غلط کردم، زبان من
هوش مصنوعی: من به خاطر لذت و زیبایی لبانت، جانم را پرورش دادم. اگر در داوریام اشتباه کردهام، پس لطفاً از پس سر من از خودت ارزیابی کن.
اگر با ما سخن گویی ز روی مرحمت، می گو
منم فرهاد سرگردان، تویی شیرین زبان من
هوش مصنوعی: اگر با ما صحبت کنی و به ما لطف کنی، میگویم من همان فرهاد گم گشته هستم و تو هم آن شیرین زبان منی.
چنان از عشق می سوزد تنم در زیر پیراهن
که از بیرون پیراهن نماید استخوان من
هوش مصنوعی: بدن من آنقدر از عشق میسوزد که حتی از زیر پیراهن، استخوانهایم پیدا است.
مراد خسرو بیدل بر آر و یک زمان بنشین
که رحمی بر دلت آید ز فریاد و فغان من
هوش مصنوعی: خسرو بیدل، از تو میخواهم که کمی آرام بگیری و بهمدت کوتاهی در کنارم باشی، شاید با این کار دلت از درد و شکایت من آرام شود و رحمتی بر آن وارد شود.