برگردان به زبان ساده
بس به مویت اسیر شد جانم
گر گذاری، گریخت نتوانم
هوش مصنوعی: اگر تو آرزو کنی که موی تو را لمس کنم، جانم به طرز عجیبی تحت تأثیر قرار میگیرد و نمیتوانم از این وضعیت فرار کنم.
چون در آیی، نمی شناسم فرق
کین تویی در درونه با جانم
هوش مصنوعی: هرگاه تو وارد میشوی، نمیتوانم تفاوتی بین وجود تو و جان خودم قائل شوم.
می نگر، من ندانمت گه گه
بس به نظاره تو حیرانم
هوش مصنوعی: به تو نگاه میکنم، اما نمیدانم چرا هر بار که تو را میبینم، به شدت حیرتزده میشوم.
نظر مردمان و دیده بد
بر تو چون پیرهنت لرزانم
هوش مصنوعی: نگاه مردم و قضاوتهای ناپسند دربارهات، برای من مانند یک پیراهن لرزان است که ناپایداری و بیثباتی را نشان میدهد.
سوی تو بینم و تو جانب من
چون بینی، نظر بگردانم
هوش مصنوعی: وقتی به سمت تو مینگرم، تو چگونه به سمت من نگاه میکنی، من نگاه خودم را بر میگردانم.
همه هستی به هیچ بفروشم
وعده وصل نیست، بستانم
هوش مصنوعی: اگر همه چیزم را به هیچ تبدیل کنم یا از دست بدهم، فقط به خاطر وعدهای که برای وصال و نزدیکی به معشوق وجود دارد، آن را قبول نمیکنم.
عاشق آن چنان شدم که به دل
وصل و هجر هر دو یکسانم
هوش مصنوعی: من به قدری عاشق شدهام که دیگر برایم فرقی ندارد که به معشوق وصل شوم یا از او دور. در هر حال، احساسات من یکسان است.
دل من دزدی و شوی منکر
خسروم من، ترا نکو دانم
هوش مصنوعی: دل من از عشق تو به تنگ آمده و تو، به خوبی، در نظر من نمادی از زیبایی و نیکویی هستی.