برگردان به زبان ساده
غم کُشی چند یار خویش کنم
گریه بر روزگار خویش کنم
هوش مصنوعی: چرا بارها بر یارانم غم بیفزایم، در حالی که خودم با گریه بر سر روزگارم درگیر هستم؟
با دل خویش درد خود گویم
مویه بر سوکوار خویش کنم
هوش مصنوعی: با دل خود از دردهایم سخن میگویم و برای یاری خود به زاری میپردازم.
می رود چون ز خون دل رقمی
بر درت یادگار خویش کنم
هوش مصنوعی: میروم و از دل پر درد خود نشانی بر در تو باقی میگذارم.
مرغ دامیم کو رُخَت که دمی
ناله در نوبهار خویش کنم؟
هوش مصنوعی: پرندهای در قفس هستم، که آرزو دارم لحظهای در بهار زندگیام نالهای سر دهم.
دل نی و جان نی، پیش تو چه کنم؟
که تو را شرمسار خویش کنم
هوش مصنوعی: من نه دل دارم و نه جان، حالا برای تو چه کار کنم؟ که بخواهم تو را از خودم شرمنده کنم.
چون به جز غم کسی نه محرم ماست
غم خود غمگسار خویش کنم
هوش مصنوعی: وقتی هیچکس به جز غم به دل من نزدیک نیست، خودم باید غم خود را تسلی دهم.
یار باید به وقت خوردن غم
خسروِ خسته یار خویش کنم
هوش مصنوعی: دوست باید در زمان غم و ناراحتی به یاری خستهام بیاید و مرا دلداری دهد.