برگردان به زبان ساده
ز من نازک میانی دور مانده ست
دلی رفته ست و جانی دور مانده ست
هوش مصنوعی: دل و جان من از عشق تو دور ماندهاند و این فاصله، برای من همچون فاصلهای است که میان من و زیباییهای تو وجود دارد.
بگویید از زبان من که آن جا
دلی از بی زبانی دل مانده ست
هوش مصنوعی: بگویید که من احساس میکنم در آنجا دلی وجود دارد که به خاطر ساکت بودن و نداشتن کلام، دلتنگیاش بیشتر شده است.
پر از خون است جوی دیده من
که از سرو روانی دور مانده ست
هوش مصنوعی: چشمان من پر از اشک و غم است، چون از معشوقی دور ماندهام که همچون سرو زیبا و بلند است.
هلاک جان من آن پیر داند
که روزی از جوانی دور مانده ست
هوش مصنوعی: پیرمردی که تجربه و دانایی دارد، به خوبی میداند که چه بر سر من آمده است، زیرا من مدتهاست از دوران جوانی خود فاصله گرفتهام و این باعث آسیب به روانم شده است.
خراشیده بود آواز مرغی
که او از گلستانی دور مانده ست
هوش مصنوعی: آواز پرندهای که از گلستان فاصله گرفته، دلربا و غمگین بود.
غم و درد غریبی از کسی پرس
که او از خان و مانی دور مانده ست
هوش مصنوعی: غم و درد را بهتر است از کسی بپرسی که از خانه و خانوادهاش دور مانده و احساس تنهایی میکند.
گواهی می ده، ای شب، زاریم را
که از من بدگمانی دور مانده ست
هوش مصنوعی: ای شب، بر زاری من گواهی بده که از من بدگمانی دور شده است.
شبی یادش دهی از خسرو، ای باد
کزین در پاسبانی دور مانده ست
هوش مصنوعی: ای باد، تو را یادآوری میکنم از خسرو، که در این شب دور از محافظت مانده است.