برگردان به زبان ساده
نه یک دل، ار چه هزار است، آن او دانم
که من کرشمه آن ترک فتنه جو دانم
هوش مصنوعی: این بیت بیان میکند که حتی اگر دلهایمان متعدد و بیشمار باشد، تنها دلی که برای من اهمیت دارد و آن را میشناسم، دل آن دختر زیبا و فریبنده است که ویژگیهای خاصی دارد. در حقیقت، توجه و عشق من به آن فرد خاص است و دیگر دلها برایم اهمیتی ندارند.
مرا چو بخت بد است، ار چه صد بلا به سرم
رسد ز یار، نه یاری بود کزو دانم
هوش مصنوعی: من به خاطر بدشانسیام، حتی اگر صدها مشکل از سوی یار به من برسد، هیچ یاری نیست که به او اعتماد کنم یا او را بشناسم.
خوشم ز تو به جفایی، مده فریب وفا
که من فریب تو و نیکوان نکو دانم
هوش مصنوعی: من از بدیهای تو خوشحال هستم، اما فریب وعدههای بیوفاییات را نخور. من خوب میدانم که تو فقط مرا فریب میدهی و نیکوکاران هم مانند تو هستند.
چنین که بر سر کوی تو راه گم کردم
ز آستان تو رفتن کدام سو دانم
هوش مصنوعی: من به قدری در عشق تو غافلگیر شدم و مسیر خود را گم کردم که حالا نمیدانم باید از درگاه تو به کدام سمت بروم.
هوای روی تو برد آن همه هوس ز سرم
که گشت سبزه و رفتن به باغ و جو دانم
هوش مصنوعی: چهره زیبای تو به قدری distracting بوده که تمام آرزوهایم را از یاد بردم. حالا فقط به یاد سبزه و رفتن به باغ و جوانی فکر میکنم.
به جز به بندگیم روزگار می پرسی
به زیر پای توام، مردن آرزو دانم
هوش مصنوعی: غیر از این که در خدمت تو باشم، از زمانه سوالی نمیکنم؛ چون خود را در زیر پای تو میبینم و آرزوی مرگ را دارم.
دلم بیار که می آید از تو بوی دلم
که من سگ توام و بوی را نکو دانم
هوش مصنوعی: دل مرا بیاور، چرا که از تو بوی دل من میآید. من همچون سگ تو هستم و بوی خوبی را میشناسم.
اگر چه گریه خسرو نشان رسواییست
ولیک من به حضور تو آبرو دانم
هوش مصنوعی: اگرچه گریه خسرو نشانهی ناتوانی و رسوایی است، اما من در حضور تو عزت و آبرو را میشناسم.