برگردان به زبان ساده
بیا که بهر تو جان در بلا گرو کردم
بتی خریدم و هر دو سرا گرو کردم
هوش مصنوعی: بیا که برای تو جانم را در شرایط سخت و دشوار فدای تو کردهام. معبودی را به دست آوردهام و همه چیزم را به خاطر تو ریسک کردهام.
تنی شکسته به خاکی فروختم بر در
دلی خراب به تیغ جفا گرو کردم
هوش مصنوعی: خودم را با بدنی بیمار و شکسته، در جایی رها کردم و دل شکستهام را به خاطر ظلم و بدرفتاری به گرو گذاشتم.
غلام راتبه خوار غم توام، مفروش
که رخت عمر به دست بلا گرو کردم
هوش مصنوعی: من به خاطر غم تو، همچون غلامی خوار و بیارزش شدم، و راحتی و سعادت زندگیام را در دست مشکلات و مصائب گرو گذاشتهام.
اگر چه سر بفروشم، خزید نتوان باز
چنین که دل به گل عشق و پا گرو کردم
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است جان خود را فدای عشق کنم، اما هرگز نمیتوانم دل خود را از محبت و محبت به معشوق جدا سازم.
چه روز بود که افتاد در سر این سودا
که دل به مهر و زبان در دعا گرو کردم
هوش مصنوعی: روزهایی بود که به فکر این افتادم که قلبم را به عشق بسپارم و زبانم را به دعا و درخواست از خداوند عمیقاً متعهد کنم.
اگر ستاند و منکر شود، حلالش باد
متاع دل که بدان آشنا گرو کردم
هوش مصنوعی: اگر کسی چیزی را بگیرد و انکار کند، برای من مشکلی نیست چون من دلم را به او سپردهام و این برایم ارزشمند است.
سگم، اگر ندهم جان به بوی او بر باد
بدین قرار نفس با صبا گرو کردم
هوش مصنوعی: سگ من، اگر جانم را به خاطر بوی او فدای او نکنم، به همین خاطر در سکوت و آرامش نفس کشیدن را به نسیم سپردهام.
دلت چو در خور عشق است، خسروا، افسوس
که قیمت گهری بر گدا گرو کردم
هوش مصنوعی: اگر دلت شایسته عشق است، وای بر تو که ارزش یک گوهر را به خاطر یک گدا فدای کردهای.