برگردان به زبان ساده
هر دم گذر به کوی و سرایی که ما کنیم
هویی فتد ز ناله و وایی که ما کنیم
هوش مصنوعی: هر لحظه که به خیابان و محلهای که ما هستیم میگذریم، صدایی از ناله و شادی ما به گوش میرسد.
با ما دل آنچه کرد کنیمش اگر کباب
هستش هنوز سهل سزایی که ما کنیم
هوش مصنوعی: اگر دل ما با کسی بد کرده باشد، چه اینکه او را اذیت کنیم یا نه، ما هنوز به خاطر آن چه کرده، باید پاسخگو باشیم و این کار اصلاً آسان نیست.
روز از کجا گواهی شبهای ما کند؟
چون صبح کافری ست، گوایی که ما کنیم
هوش مصنوعی: روز نمیتواند شهادت دهد که شبهای ما چگونه گذشته است. چرا که صبح خود انکارکننده است و هر چیزی که بخواهیم بگوییم، دیگر کافی نیست.
ای پندگو، مگو که «دعا کن ز بهر صبر»
تعویذ شاهد است دعایی که ما کنیم
هوش مصنوعی: ای پند دهنده، نگو که برای صبر دعا کن؛ چون دعای ما خود تعویذ و وسیلهای برای کمک است.
با همچو تو حریف که جان می برد به لاغ
خود را زنیم تیر دعایی که ما کنیم
هوش مصنوعی: با کسی مانند تو که جان میبرد، ما به خودمان تیر دعایی میزنیم که این دعای ما باشد.
بربت بر، ای فرشته، که در خورد کعبه نیست
گاه نماز رسم و ریایی که ما کنیم
هوش مصنوعی: ای فرشته، ساز را به دست بگیر، زیرا مکان کعبه جای مناسبی برای نمازهای ظاهری و ریاکاری نیست که ما انجام میدهیم.
لاف وفا زنیم و بنالیم از جفات
سگ به بسی بود ز وفایی که ما کنیم
هوش مصنوعی: ما ادعای وفاداری میکنیم و از بدیها و خیانتها شکایت مینماییم، در حالی که وفای ما به اندازهی وفاداریای که از دیگران توقع داریم نیست.
بر مشتری خرام که ارزی هزار مهر
جانی و دیده ایست بهایی که ما کنیم
هوش مصنوعی: به زمین بنگر و راه برو که ارزش جان و دیدهات به اندازهای است که ما برای آن بهایی بالا میپردازیم.
خسرو ز عشق بی سرو پا باشد، چنین بود
احوال خویش را سر و پایی که ما کنیم
هوش مصنوعی: خسرو به خاطر عشق، بیقرار و بیهدف است، و این وضعیت نشاندهنده حالتی است که ما نیز گاهی تجربه میکنیم.