برگردان به زبان ساده
ای رخت چون ماه و از مه بیش هم
خسته کردی سینه ما، ریش هم
هوش مصنوعی: شمایی که زیباییات چون ماه و حتی بیشتر از آن دل ما را آزرده کردهاست.
غمزه تو بر صف خوبان زند
گر نرنجی بر دل درویش هم
هوش مصنوعی: چشمک تو اگر بر زیبایان بیفتد، دل درویش را ناراحت نکند.
تیره کردی عیش ما و روز دل
روزگار عقل دور اندیش هم
هوش مصنوعی: خوشیهای ما را به تیرگی کشاندی و این روزهای دشوار، موجب شده که از عقل و فکر دوراندیشی نیز دور شویم.
گر نوازش نیست کشتن، گفتمت
کاهلی کردی در آن فرویش هم
هوش مصنوعی: اگر نوازش و محبت نیست، پس کشتن به چه معناست؟ به تو گفتم که در عدم محبت و نوازش، سهلانگاری کردهای.
کشتم از دست جفایت خویش را
بر تو آسان کردم و بر خویش هم
هوش مصنوعی: از رفتار ستمگرانهات به ستوه آمدم و به راحتی خود را از دست تو جدا کردم، هم برای تو و هم برای خودم.
می رود صبر من آواره ز من
پس نمی بیند ز بینم و پیش هم
هوش مصنوعی: صبری که داشتم در دل آشفته میشود و دیگر نمیتوانم خودم را ببینم، چه در گذشته و چه در حال.
ما و زنار مغانه کز بتان
وین نماز، استغفرالله، کیش هم
هوش مصنوعی: ما و پیوند مغانهای که از بتها و این نماز به وجود آمده، استغفرالله، که کیش و آیین ما این است.
گر چه بر جانم قیامتها از اوست
تا قیامت عمر بادش بیش هم
هوش مصنوعی: هرچند که سختیها و مشکلاتی به خاطر او بر جانم میآید، اما امیدوارم عمرش طولانیتر از همه این سختیها باشد.
هر زمان گویی که نوش من خوش است
گر ز خسرو پرسی، ای جان، نیش هم
هوش مصنوعی: هر زمان که میگویی نوش من خوب است، اگر از خسرو بپرسی، ای عزیز، نیش هم وجود دارد.