برگردان به زبان ساده
گر چه از عقل و دیده و جان برخیزم
حاش لله که ز سودای فلان برخیزم
هوش مصنوعی: هرچند که از عقل و چشم و جان خود فاصله بگیرم، هرگز به خاطر عشق فلانی دست از این عشق برنمیدارم.
یک زمان پیش من، ای جان و جهانم، بنشین
تا بدان خوشدلی از جان و جهان برخیزم
هوش مصنوعی: مدتی پیش نزد من بیا، ای عزیز و نور چشمم، تا با خوشحالی از دل و زندگیام برخیزم و به دمی تازه وارد شوم.
گفتیم یا ز من و یا ز سر جان برخیز
از تو نتوانم، لیک از سر جان برخیزم
هوش مصنوعی: گفتیم یا از من بگذر و یا از روح و جان خودت جدا شو. نمیتوانم از تو دور شوم، اما میتوانم از جانم فاصله بگیرم.
از پس مرگ اگر بر سر خاکم گذری
بانگ پایت شنوم، نعره زنان برخیزم
هوش مصنوعی: اگر بعد از مرگم بر سر قبرم بیایید و صدای پایت را بشنوم، با حالتی نالهکنان از جا بلند میشوم.
به گه حشر چو از خاک برانگیزندم
هم ز بهر تو به هر سو نگران برخیزم
هوش مصنوعی: در روز قیامت وقتی که از خاک برخواهم خاست، به خاطر تو در هر جهتی که نیاز باشد، نگران و آماده خواهم بود.
هوسم هست که پیش تو دمی بنشینم
وز سر هر چه بگویی، پس ازان برخیزم
هوش مصنوعی: من آرزو دارم که لحظهای پیش تو بنشینم و بعد از اینکه کلامت را بشنوم، از آنجا بروم.
مردم دیده مرا بهر تو در خون بنشاند
من به رویت نگرم، وز سر جان برخیزم
هوش مصنوعی: مردم برای تو به خاطر عشق و احساساتشان، مرا در غم و اندوه فرورفتهاند. اما من وقتی به چهرهات نگاه میکنم، همه چیز را فراموش کرده و از دلتنگی و درد بر میخیزم.
ناتوان گشتم ازان گونه که نتوان برخاست
ور مرا دست بگیری تو روان برخیزم
هوش مصنوعی: من به قدری ناتوان شدهام که دیگر نمیتوانم خودم را بلند کنم، اما اگر تو دستی به من بدهی، با روحیهای تازه بلند میشوم.
خسروم بیهده مپسند که هر دم با تو
شادمان شینم و با آه و فغان برخیزم
هوش مصنوعی: من برای تو خوشحالی و شادمانی را بیفایده نمیدانم؛ چرا که هر لحظه با تو در سرور هستم و با اندوه و ناله از تو دور میشوم.