برگردان به زبان ساده
من عاشق آن رخ چو ماهم
گو زار مکش که بی گناهم
هوش مصنوعی: من به زیبایی تو که مانند ماه است، عشق میورزم، اما نزن مرا و به من آزار نرسان، زیرا من بیگناه هستم.
تاراج غمت شدم که فتنه
زد در شب گیسوی تو راهم
هوش مصنوعی: غم تو مرا به خطر انداخت و در زیباییهای گیسوانت مثل یک فتنه، راهی را باز کرد.
از شعله بسی گریخت پشمم
هم داد ازین نمد کلاهم
هوش مصنوعی: از شدت آتش، پشمهای من به شدت فرار کردند و حتی در این میان، کلاهم که از نمد ساخته شده، هم آسیب شد.
در زیستنم نماند امید
ور ماند ترا حیات خواهم
هوش مصنوعی: اگر در زندگیام امیدی باقی نمانده باشد، اما تو حیات داشته باشی، من نیز زندگی خواهم کرد.
بر من نفسی بخند تا بوک
صبحی دمد از شب سیاهم
هوش مصنوعی: به من لبخندی بزن تا شاید صبحی از این شب تار من روشن شود.
پخته نشدم ز عشق هر چند
جان سوخته شد ز دود آهم
هوش مصنوعی: بایستی بگویم که با وجود اینکه شدیداً تحت تأثیر عشق قرار گرفتهام و روح و جانم از غم و ناامیدی در حال سوختن است، اما هنوز به کمال و پختگی نرسیدهام.
گفتی که «گهی نداشت خسرو
آن صبر که بود چند گاهم »
هوش مصنوعی: گفتی که خسرو گاهی صبر و تحملی نداشت که این صبر و تحمل را مدت زمانی طولانی داشته باشد.