برگردان به زبان ساده
زین پای ادب نیست که در کوی تو آیم
سازم ز دو دیده قدم و سوی تو آیم
هوش مصنوعی: از آنجا که ادب و احترام را رعایت کردهام، به کوی تو نمیآیم و به جای آن، با چشمانم به تو مینگرم و به سوی تو حرکت میکنم.
ای کاش شوم زودتری خاک که باری
با باد شرم همره و پهلوی تو آیم
هوش مصنوعی: ای کاش هر چه زودتر به خاک تبدیل شوم، تا بتوانم یکبار دیگر با وزش باد، در کنار تو و به همراه تو باشم.
در کوی تو گمره شوم از بوی تو با آنک
آنجا همه زان رهبری بوی تو آیم
هوش مصنوعی: در خیابان تو گم myself به خاطر خوشبوئی تو میشوم و با این حال، همه آنجا به خاطر هدایت و ارشاد تو میآیند.
خورشیدی و من ذره، کنم بی سر و پا رقص
آن لحظه که در جلوه گه روی تو آیم
هوش مصنوعی: من مانند یک ذره در برابر خورشید، بیسر و پا در آن لحظه که در مقابل زیبایی تو قرار میگیرم، رقص میکنم.
گفتی که سیاست کنمت، کی بود آن تا
گل بسته و آراسته در کوی تو آیم
هوش مصنوعی: گفتی که به تو کمک میکنم و تو را هدایت میکنم، اما کی این فرصت پیش میآید که در کوچهات بیایم، در حالی که هنوز گلها بسته و آماده نشدهاند؟
گفتی که برو جان ببر از من، چه روم چون
هر جا که روم بسته به یک موی تو آیم
هوش مصنوعی: تو گفتی که برو و از من دور شو، اما من چگونه بروم وقتی که هر جا بروم، قلبم به یک موی تو وابسته است؟
پرسی غم خسرو ز پی شرح، زبان کو
چون پیش نمکدان سخنگوی تو آیم
هوش مصنوعی: اگر دربارهی غم خسرو سؤال کنی، زبانم مانند زبانی که در برابر نمکدان است، بیزبان میشود.