برگردان به زبان ساده
ما از هوس روی بتان باز نیاییم
تیغ است حد ما به زبان باز نیاییم
هوش مصنوعی: ما هرگز از تمایل به دیدن زیباییهای معشوق دست نخواهیم کشید و نمیتوانیم تنها با زبانمان از آن سخن بگوییم.
گر تیر زنی به جگر، ای یار کمان کش
تیریم که رفته ز کمان باز نیاییم
هوش مصنوعی: اگر به دل من زخم بزنی، ای دوست، ما همچون کمانی هستیم که تیرش رفته و دیگر باز نخواهیم گشت.
مردانه نهادیم چو پا بر سر کویت
گر سر برود، از سر آن باز نیاییم
هوش مصنوعی: ما با شجاعت و وقار به سر کوی تو قدم گذاشتهایم و اگر جان ما برود، از این تصمیم خود دست برنخواهیم داشت.
باز آمدن از مهر جوانان نتوانیم
لیک ازچو تویی چون بتوان باز نیاییم
هوش مصنوعی: ما نمیتوانیم دوباره به علاقهمندیهای جوانان برگردیم، اما از کسی مثل تو، اگر بتوانیم، هرگز باز نخواهیم گشت.
باز آمدن از عشق توان، ماند اگر دل
لیکن ز پی ماندن جان باز نیاییم
هوش مصنوعی: اگر دل همچنان در عشق بماند، بازگشت به عشق برای ما ممکن است، اما جان نمیتواند به دنبال آن بیاید.
راندیم چنان بی تو زعالم کاجل و عمر
گر هر دو بگیرند عنان، باز نیاییم
هوش مصنوعی: ما در دورهای بدون تو به سر میبریم و اگرچه زمان و عمر ما در اختیار باشد، هیچگاه به گذشته و به تو برنمیگردیم.
یادش دهی، ای باد، ز ما گاهی، اگر ما
در خدمت آن سرو روان باز نیاییم
هوش مصنوعی: ای باد، گاهی به یاد ما باش و بگو که اگر ما نتوانیم به خدمت آن زیبای باهیبتی بیاییم، به او اطلاع بده.
پیدا نفس امروز زند گرچه که خسرو
زینها چه شود، گر به نهان باز نیاییم؟
هوش مصنوعی: امروز زندگی میکنیم و نفس میکشیم، اما اگر به پنهانیهای خود باز نگردیم، چه اهمیتی دارد که فرمانروایی مانند خسرو بر ما حکومت کند؟