برگردان به زبان ساده
زلفت که باد از هر طرف گه گه پریشان داردش
هر مو که برباید ازو زنجیر صد جان داردش
هوش مصنوعی: زلف تو همچون بادی است که از هر سو آن را به هم میریزد. هر مویی که از سر زلفت جدا شود، به مانند زنجیری، زندگیهای بسیاری را به خود جذب میکند.
جوری که هر دم می کند، گر مردمی باشد درو
آخر ز چندان کرده ها وقتی پشیمان داردش
هوش مصنوعی: اگر کسی انسانیت داشته باشد، در هر لحظه که به کاری میپردازد، در نهایت از تمام کارهایی که انجام داده، اگر پشیمان شود، باید به نتیجهاش فکر کند.
خاکی که از کویت برم، در دیده پنهانش کنم
مفلس که یابد گوهری ناچار پنهان داردش
هوش مصنوعی: خاکی که از محل تو به دست میآورم، در دیدهام پنهانش خواهم کرد، زیرا کسی که بیپول و بیچیز است، به ناچار باید گوهری را که دارد، پنهان نگهدارد.
گفتار تو کاید برون از جان و در جان در رود
مردم کش است از چه لبت، گر آب حیوان داردش
هوش مصنوعی: سخن تو تاثیر عمیقی بر روح انسان دارد و به درون او نفوذ میکند. مردم از همین اثر کلام تو است که به سمت تو جذب میشوند، چرا که اگر لبانت مانند آب حیات باشند، قادر به سیراب کردن روحها هستند.
دور از من آن کو دور شد از چون تویی نزدیک من
تلخ است عیشش در فلک در شکرستان داردش
هوش مصنوعی: اگر کسی از من دور شود، زندگیاش در آسمان و در دنیای شیرینی، ناخوشایند است. چون بودن تو در کنار من، شیرینی زندگیام را دوچندان میکند.
پروانه ای کش ناگهان شمعی به مهمان در رسد
خود را مگر بریان کند، دیگر چه مهمان داردش؟
هوش مصنوعی: پروانهای که به یکباره به شمع میرسد، به خاطر حضور در جمع مهمانی، خود را میسوزاند. دیگر چه مهمانی برای او باقی مانده است؟
بیچاره خسرو را گهی هوش همی باشد، ولی
هوشی که از مردم برد گو تا به سامان داردش
هوش مصنوعی: خسرو بیچاره گاهی هوش و حواسش را دارد، اما هوش او به قدری فانی است که از تمام مردم برمیدارد تا به یک شرایطی برسد که بتواند آن را حفظ کند.