برگردان به زبان ساده
رفت دل، نیست روشنم حالش
برو، ای جان، تو هم به دنبالش
هوش مصنوعی: دل رفت و حال من روشن نیست. برو، ای عزیز، تو هم به دنبالش برو.
من بدینسان که حال خود بینم
نبرم جان ز چشم اقبالش
هوش مصنوعی: من با توجه به حال و وضع خودم، نتوانم از نگاه خوششانس او جانم را ببرم.
چه خبر شهسوار رعنا را؟
که صف مور گشت پامالش
هوش مصنوعی: خبر از حال آن جوان زیبا که سواره است چیست؟ که صف تماشاگران به اندازهای زیاد شده که زیر پاهایش له میشود.
هر گه از شمع سوخت پروانه
کاتش دل فتاد در بالش
هوش مصنوعی: هر بار که شمع خاموش میشود، دل پروانهای که به دور آن میچرخیده، در آتش عشقش میسوزد و دلش را میسوزاند.
دل شناسد که چیست حالت عشق
نیست عقل حکیم دلالش
هوش مصنوعی: دل میداند عشق چیست، اما عقل و اندیشه نمیتوانند آن را به درستی بفهمند و توضیح دهند.
هر که بر حال عاشقان خندد
گریه واجب بود بر حالش
هوش مصنوعی: هر کسی که به حال عاشقان بخندد، باید بداند که بر حال خودش باید بگرید.
من مسکین نه مرد درد توام
کوه البرز و پشه حمالش
هوش مصنوعی: من درگیر درد تو هستم و مانند یک انسان ضعیف و مسکین به حساب میآیم، در حالی که مشکل تو به اندازهی عظمت کوه البرز است و من فقط مانند یک پشهی کوچک هستم که میکوشد بار سنگین آن را به دوش بکشد.
در چه آن دم فتاد دل کامد
سوره یوسف از رخت فالش
هوش مصنوعی: در آن لحظهای که دل به زانو در میآید، زیبا بودن تو مانند داستان یوسف میدرخشد.
چه درازست بین غم خسرو
که رود بی تو هر شبی سالش
هوش مصنوعی: غم خسرو چقدر طولانی است که هر شب بدون تو میگذرد.