برگردان به زبان ساده
مست من چون جرعه نوشی، باده ای بر من بریز
درد جام خود برین رسوای مرد و زن بریز
هوش مصنوعی: مستم مانند کسی است که جرعهای از شراب نوشیده است، پس بر من بادهای بریز تا درد و رنج خود را بر این رسوایی که برای مردان و زنان ایجاد شده، بزنم.
چشم تو مست است، گر کم ایستد ناکرده خون
خون من در پیش آن قتال مردافگن بریز
هوش مصنوعی: چشم تو پر از شراب مستی است، اگر زیر پای تو کم بیفتم، بیتردید خون من در برابر آن جنگجوی قوی، بر زمین ریخته خواهد شد.
دشمن جان من است آن غمزه، تا خوش گردد او
آنچه درد من شنیدی پیش آن دشمن بریز
هوش مصنوعی: غمزه و چشمک آن معشوق برای من مثل دشمنی است که زندگی من را تحت تأثیر قرار داده است. تا زمانی که او خوشحال و راضی نشود، من باید تمام درد و غمهایم را پیش او ریزم و آنها را با او در میان بگذارم.
دل شد از تیر غمت روزن چو خواهد رفت جان
شربتی از جام خود باری بر آن روزن بریز
هوش مصنوعی: دل از غم تو به شدت زخمی شده است، همچون روزنی که میخواهد جان بدهد. وقتی به این روزنه مینگرم، آرزو دارم لبی از جام خود بر آن بریزم.
خلعت رنگی ست واجب، گر کشم بر سر سبو
نیمه دیگر برین دستار و پیراهن بریز
هوش مصنوعی: اگر بخواهم لباس رنگارنگی بپوشم، باید آن را بر سر سبو بگذارم و نیمه دیگر آن را بر این دستار و پیراهن بریزم.
مست می رفتم، سبو بر سر فتادم، وان شکست
تار کم بشکن بدان و خون من بر من بریز
هوش مصنوعی: من در حال مستی به راه میرفتم که ناگهان سبویم بر سرم افتاد و شکست. حالا با کمال افسوس میگویم که نگران نباش، تار آن سبو را نشکن و بگذار خون من بر خودم بریزد.
تیرگی عیش مشتاقان ترا چون روشن است
بر دل تاریک خسرو باده روشن بریز
هوش مصنوعی: شادی و لذت عاشقان از عشق تو برای دل تاریک خسرو روشن و واضح است، پس بادهی روشنی را بر دل او بریز.