برگردان به زبان ساده
در عشق باز خود را دیوانه کردم از سر
یارب، فرو مبادا این می که خوردم از سر
هوش مصنوعی: در عشق، به حدی دیوانه و مجنون شدم که حتی از خودم غافل شدهام. ای کاش این نوشیدنی که مصرف کردهام، باعث سقوط و نابودیام نشود.
سربهر خاک گشتن پیش درش نهادم
چه جای آنکه، یاران روبند گردم از سر
هوش مصنوعی: به خاطر پای گذاشتن بر خاک در آستانهٔ محبوب، چه دلیلی برای اینکه، دوستانم را از سر برکنم؟
مهره ز تن جدا شد، در تن ز هجر جانان
عشق و بلا ازین پس بازنده کردم از سر
هوش مصنوعی: مهره از بدن جدا شد، و در بدن به خاطر دوری از معشوق، عشق و درد به وجود آمده است. از این پس، دوباره هرچه تلاش کنم به نتیجه نمیرسم.
خواهم شد امشب آن سو می بایدم ازان رو
ای گریه، سرخ گردان رخسار زردم از سر
هوش مصنوعی: میخواهم امشب به آن سو بروم، به همین دلیل ای اشک، صورت زرد مرا زیبا و سرخ کن.
جانا، بهار حسنت آغاز سبزه دارد
شد وقت آن که اکنون دیوانه گردم از سر
هوش مصنوعی: ای جانا، بهار زیبایی تو آغاز شده و سبزهها روییدهاند. وقت آن رسیده که من از عشق تو دیوانه شوم و سر به دیوانگی بزنم.
مطرب به نوک غمزه بگشای سینه من
بخراش ریش کهنه، کن تازه دردم از سر
هوش مصنوعی: خواننده، با نگاه پرابهام و زیبایت، دلم را به نجوای خود زنده کن و با نوازش دستانت، زخمهای کهنهام را التیام بخش. بیا دوباره دردی تازه در من به وجود آور که احساساتم را بیدار کند.
رفت آنکه بود خسرو نیکو ز شاهد و می
ای دل، گواه باشی کاقرار کردم از سر
هوش مصنوعی: کس که نیکو و مورد احترام بود، دیگر رفته است. ای دل، تو خود گواه باش که من دیگر از سر آرامش و قرار گفتم.