برگردان به زبان ساده
چو بگشایی لب شکر شکن را
لبا لب در شکرگیری سخن را
هوش مصنوعی: وقتی که لبهای شیرین تو را باز میکنی، کلامت همچون شکر شیرین و دلپذیر میشود.
لبت گوید دلیری کن به بوسی
مرا زهره نباشد، صد چو من را
هوش مصنوعی: لب تو مرا تشویق میکند که شجاع باشم و برای بوسیدنت پیشقدم شوم، زیرا صدها نفر مثل من جرأت چنین کاری را ندارند.
به دل آتش زدی و می دمی دم
بخواهی سوخت جان ممتحن را
هوش مصنوعی: دل را آتش زدی و مینوشی، اگر بخواهی، جان این آزمونگر هم به آتش مینشیند.
شدی در بوستان روزی به گل گشت
نمودی روی خوبان چمن را
هوش مصنوعی: روزی در باغ گل به گردش درآمدی و نمایان شدی و زیباییات زیبایی چمن را تحتالشعاع قرار داد.
دو دیده نیست نرگس را که بیند
از آن گه باز روی یاسمن را
هوش مصنوعی: نرگس دوچشمی ندارد که در آن لحظه به گل یاسمن نگاه کند.
دلی از سنگ نبود چون دل تو
بت سنگین یغما و ختن را
هوش مصنوعی: دل هیچکس به سختی و سردی دل تو نیست، زیرا تو درختی کهن و سنگین از درد و غمهای یغما و ختن را به دوش میکشی.
دل خسرو شکستی آه، گرمن
کنم آگاه شاه بت شکن را
هوش مصنوعی: دل خسرو را شکست، آه، اگر شاه بتشکن را آگاه کنم.