برگردان به زبان ساده
ای ز چون تو بت شده، صد پارسا زنار دار
آفتابی، روی ما در قبله دیدار دار
هوش مصنوعی: ای کسی که زیبایی و نور تو باعث پرستش دیگران شده است، مانند کسی که در روز روشن قابل دیدن است، چهرهات را در مکان دیدار ما نگهدار تا همه بتوانند از زیباییات بهرهمند شوند.
چون غم و اندوه خالت را فراوان پیشوا
در بلا و فتنه چشمت را هزاران کار دار
هوش مصنوعی: وقتی غم و اندوه به تو روی میآورد، در مشکلات و سختیها باید بدانی که در این شرایط، کارهای زیادی برای انجام دادن داری.
رشکم آید ز آنچه غمهایت، دگر یاران خورند
آن همه یک جا کن و پیش من غمخوار دار
هوش مصنوعی: غصههایی که داری، باعث حسادت من میشود، چون دوستانت همه آنها را میخورند. بهتر است همه آن غمها را یکجا جمع کنی و آنها را با من در میان بگذاری، تا شریک در غمت باشم.
ناوکی زن بر دلم کز زحمت خود وا رهم
خویش را بهر دلم یک دم درین پیکار دار
هوش مصنوعی: دل را به خاطر عشقی که به تو دارم، رنج میبرم و از زحمت خودم دل بکنم، فقط کمی در این مبارزه با خودم بمان.
درد دل چون از تو یادم می دهد، مرهم مکن
بر دگر دلها در آویز و دلم افگار دار
هوش مصنوعی: وقتی که از تو یاد میکنم، درد و غم در وجودم زنده میشود و حتی اگر بخواهم به دیگران کمک کنم یا دلم را آرام کنم، نمیتوانم این احساسات را فراموش کنم. بنابراین، ای کاش دیگران را درگیر ناراحتیهای من نکنم و خودم با این غم کنار بیایم.
من نه آن یارم که دارم پیش تو خود را عزیز
راضیم، خواهی عزیزم دار و خواهی خوار دار
هوش مصنوعی: من آن دوستی نیستم که به خاطر تو ارزش زیادی برای خود قائل باشم. هرگونه که بخواهی با من رفتار کن؛ اگر میخواهی برایم ارزش قائل شوی، خوب است، و اگر نه، باز هم مشکلی ندارم.
از چو تو هندوی کافر کیش گل چهره ست دنگ
گل به هندستان بود چون برهمن زنار دار
هوش مصنوعی: مثل اینکه هیچ کس به زیبایی تو نیست، تو مانند گل چهرهای زیبا داری. اگرچه در هند به خاطر باورها و آیینهای خود، از نظر مذهبی کافر به شمار میروی، زیبایی تو فراتر از این مسائل است و در واقع در زیبایی به دیگران برتری داری.
رنگ می آرد کف پایت ز خون چشم من
یک دمی پا را بر این دو دیده خونبار دار
هوش مصنوعی: کف پای تو به رنگ خون چشمان من رنگین شده است. لحظهای پا را بر این دو چشم پر از خون بگذار.
چند گویی نیست بیهوشی مشتاقان زمن
می توانی، خسرو بیچاره را هشیار دار
هوش مصنوعی: هیچ فایدهای ندارد که مدام درباره بیحوصلگی و ناامیدی عاشقان بگویی. میتوانی به خسرو بیچاره کمک کنی که به حالت هوشیاری برگردد.