برگردان به زبان ساده
رخ چو عید تو دل برد بهر قربان را
ازین نشاط به یکجا دو عید شد جان را
هوش مصنوعی: چهرهات مانند روز عید است و دل مرا بهطور کامل بهدست آورده است، به گونهای که این شادی و نشاط باعث شده هر دو عید به یکجا برای جانم جشن بگیرند.
مرا تو عیدی و از انتظار تو امشب
به دیده آب نبود این دو طفل گریان را
هوش مصنوعی: تو برای من مانند هدیهای هستی و امشب، به خاطر نبودنت، چشمانم پر از اشک نیست و این دو کودک گریان به خاطر من نگران نیستند.
قدم به تهنیت عید رنجه فرمودی
اگر نه من کنم اظهار درد پنهان را
هوش مصنوعی: اگر به مناسبت عید خوشحالی و تبریکگویی را به من تقدیم نکردی، من به ناچار باید از دردهای پنهان و رنجهایم سخن بگویم.
دولب مبند یک امشب به روی من مست
شکر فروش به شبهای عید دکان را
هوش مصنوعی: امشب در را به روی من نبند، چون من در حالی شاداب و سرمستم. بگذار هر لحظه از شادی و شیرینی شبهای عید بهرهمند شوم.
اگر سخن نکنی، گوش کن که می گوید
ز دل خسته جان را
هوش مصنوعی: اگر صحبت نمیکنی، به حرفهایی که از دل خسته میآید گوش کن.