برگردان به زبان ساده
گر حسن تو آفاق پر آوازه ندارد
سرهای سران بر در دروازه ندارد
هوش مصنوعی: اگر زیبایی تو در دنیا شناخته شده نیست، اما سرهای بزرگان در دروازهات قرار ندارد.
بی منت پیرایه چنانی تو به خوبی
کت هیچ غم غالیه و غازه ندارد
هوش مصنوعی: تو به زیبایی و بدون هیچ زحمتی زینت و آراستهای، که هیچ غم و اندوهی نمیتواند با زیبایی تو برابری کند.
بر باد هوا شد ورق صبر من، آری
دل دفتر کهنه ست که شیرازه ندارد
هوش مصنوعی: صبر و تحمل من به باد رفت و دیگر نتوانستم مقاومت کنم. دل من همچون یک دفتر کهنه است که نه تنها نظم و ترتیب ندارد، بلکه دیگر هیچ امیدی به بهبود وضعیتش نیست.
از آه جگر تاب سیه روی بمانم
گر گریه من روی مرا تازه ندارد
هوش مصنوعی: اگر بخواهم از درد دل و غم خود بگویم، تاب و توانم را از دست میدهم. حتی اگر اشک بریزم، چهرهام همچنان با غم و اندوه پر خواهد شد و تغییری نخواهد کرد.
گفتی که چگونه ست غمم در حق خسرو
جانا، چه توان گفت که اندازه ندارد
هوش مصنوعی: تو پرسیدی که غم من برای خسرو جانا چگونه است، ولی چه بگویم که این غم حد و اندازهای ندارد.