برگردان به زبان ساده
گذشت مجلس عیش و خمار می نرود
بماند در دلم، این یادگار می نرود
هوش مصنوعی: مجلس شادی و مستی سپری شده است، اما یاد آن لحظات در دلم باقی میماند و هرگز فراموش نخواهد شد.
شبی خراب شدم، نی ز می، ز ساقی خویش
برفت آن شب و از سر خمار می نرود
هوش مصنوعی: یک شب به شدت غمگین و خراب شدم، زیرا نوشیدنیام از دست ساقیام رفت و حال خوشم از اثر می، همچنان باقی نماند.
چه وقت بود که آمد که هیچم از خاطر
طریق آمدن آن سوار می نرود
هوش مصنوعی: چه زمانی بود که آن سوار از راه رسید و من هیچیک از جزئیات راه آمدنش را به یاد ندارم؟
چرا نمردم در زیر پای گلگونش
هنوز از دلم این خارخار می نرود
هوش مصنوعی: چرا هنوز زندهام و در زیر پایت نمیمیرم؟ هنوز درد و رنج ناشی از عشق تو از دلم نمیرود.
همان زمان که برون شد، رقیب را گفتم
که رفتنی دگر است، آن نگار می نرود
هوش مصنوعی: زمانی که او خارج شد، به رقیبم گفتم که دیگر راهی برای بازگشت نیست، آن معشوق هرگز نخواهد رفت.
جفای ساقی ما را خبر که بیرون رفت
که کس ز مجلس ما هوشیار می نرود
هوش مصنوعی: خبر رسید که ساقی ما از مجلس خارج شده است و هیچ کس از جمع ما در حالت هوشیاری نمیتواند بماند.
چنین بهاری و من هم به بوی او، چه کنم
که این هوس ز نسیم بهار می نرود
هوش مصنوعی: این بهار زیباست و من به خاطر او در این حال و هوا هستم. چه باید بکنم که این اشتیاق در من از نسیم بهار از بین نمیرود؟
ز گوش خسرو آن زخم چنگ و نای برفت
دلی ز سینه فغانهای زار می نرود
هوش مصنوعی: از گوش خسرو صدای چنگ و نای به دل زخم زدهای طنین انداخته است، اما فریادهای اندوهناک به دل نمینشینند و از سینه بیرون نمیآیند.