برگردان به زبان ساده
بر آن است جانم که ناگه برآید
چو از بهر یک دیدنت می نپاید
هوش مصنوعی: نفس من در تپش است که یکبار به دیدارت بیایم، اما تا آن لحظه برایم طاقتفرساست که منتظر بمانم.
مزن غمزه چون من ز هجران بمردم
که کس تیغ بر کشتگان نازماید
هوش مصنوعی: غمزه و ناز چشم تو عامل مرگ من در اثر دوریات شده است. هیچکس نمیتواند عمق درد و آسیب ناشی از عشق را مانند من احساس کند.
ازان دیده بر خاک پای تو سایم
که زنگار اشکم ز راهت زداید
هوش مصنوعی: دیدهام را بر خاک پای تو میگذارم تا با اشکم زنگارها و کدورتهایم را از خاطرت دور کنم.
دلت در قبا راست کاری نداند
چو کج باشد آیینه رو کج نماید
هوش مصنوعی: اگر دل تو در لباس متناسب نباشد، کار درست از آن برنمیآید؛ چون اگر دل کج باشد، آینه هم چهره را نادرست نشان میدهد.
اگر در وفاهای وعده بخیلی
جوانمردی عشق چندین نشاید
هوش مصنوعی: اگر وفا کردن به وعدهها برایت سخت است، پس به عشق و جوانمردی واقعی نمیتوان امیدوار بود.
مگو، خسروا، «ترک دلبند خودگیر»
دلم با دگر کس کجا می گشاید؟
هوش مصنوعی: نگو که ای خسرو، از عشق دلبند خود دست بکش، چرا که دلم با هیچ کس دیگر نمیتواند زنده بماند و شادی کند.