برگردان به زبان ساده
به باران کهن یاری نکردی
جفا کردی وفاداری نکردی
هوش مصنوعی: باران قدیمی را یاری نکردی و به او ظلم کردی، در حالی که میتوانستی وفادار بمانی.
خورم گفتی غم تو تو بزی شاد
مرا غم کشت و غمخواری نکردی
هوش مصنوعی: خورشید به من گفت که غصهات را فراموش کن و شاد زندگی کن، اما غم مرا کشت و تو هیچ حمایتی از من نکردی.
دلم پیوسته میداری بر آتش
بمن زین بیش دلداری نکردی
هوش مصنوعی: دل من همواره به خاطر تو در آتش است و تو بیشتر از این به من دلداری نکردی.
دلا از ناله بلبل وصل گل یافت
چرا زاری بدین زاری نکردی
هوش مصنوعی: دل عزیز، چرا از آن زمانی که بلبل با نالههایش به وصل گل دست یافت، تو اینقدر غمگین و نالان هستی؟ چرا این همه زاری میکنی؟
بچشم گرچه ماند از ظلم وخون ریز
که زیر طاق زنگاری نکردی
هوش مصنوعی: اگرچه از ظلم و خونریزی چیزی باقی نمانده، اما تو هرگز زیر این طاق زنگار زده آتش نداشتهای.
کسی در حال صحت خون کند کم
تو خود در عین بیماری نکردی
هوش مصنوعی: وقتی کسی به خوبی و سلامت زندگی میکند و برای دیگران بدی میکند، حال آنکه تو با وجود بیماری و مشکل، بدی نمیکنی.
کمال آن چشم شوخ از خود میازار
چو هرگز مردم آزاری نکردی
هوش مصنوعی: به وظیفه خود دلخور نشو، زیرا تو هیچگاه به کسی آزار نرساندهای.