برگردان به زبان ساده
ای منت جانفشان دیرینه
داغ عشقت نشان دیرینه
هوش مصنوعی: ای عشق بزرگ و پرشور، زخمی کهنه از محبت تو بر دل داشتم.
بفراموشیت نیامده نیز
بادی از عاشقان دیرینه
هوش مصنوعی: در یاد تو فراموشی نیامده و هنوز نسیمی از عشقهای قدیمی به وزش درآمده است.
بینو بودم هلاک خویش گمان
کردی گمان دیرینه
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به حالتی اشاره میکند که به شدت تحت تاثیر افکار و باورهای پیشین خود قرار گرفته و به خود آسیب رسانده است. او به این نکته اشاره میکند که دیگران او را در این وضعیت نادیده گرفته و به گمانهای گذشتهاش توجهی نمیکنند. این نشاندهندهی ناامیدی و رنجی است که از درون خود احساس میکند.
گو غمم خور جگر که نیست دریغ
میچ ازین میهمان دیرینه
هوش مصنوعی: بگو که از غم من نگران نباش، چرا که دلخوریای نیست. این همش به خاطر این مهمان قدیمی است که همیشه در زندگیام حضور دارد.
پیر گشت و هنوز هست رقیب
آه ازین سخت جان دیرینه
هوش مصنوعی: سالمند شد و هنوز حریف دارد، آه از این جان سخت و قدیمی.
تو گلی چون تو بایدم نه بهشت
چه کنم بوستان دیرینه
هوش مصنوعی: تو مانند گلی هستی که ارزشش از بهشت هم بیشتر است، بنابراین چه نیازی به باغی قدیمی دارم؟
سگ کویت چو دید لاغرییم
بو نکرد استخوان دیرینه
هوش مصنوعی: زمانی که سگ محله لاغری ما را میبیند، به یاد استخوان کهنهاش نمیافتد و بویی از آن نمیگیرد.
بر ندارد کمال تا دمه حشر
سر ازین استان دیرینه
هوش مصنوعی: تا روز رستاخیز، کمال و perfection برنخواهد خاست و از این مکان باستانی جدا نخواهد شد.
تا چو مجنون بساخت دفتر عشق
تازه شد داستان دیرینه
هوش مصنوعی: چنانچه مجنون دفتر عشق را نوشت، داستان قدیمی دوباره زنده و تازه شد.