برگردان به زبان ساده
طوطی ب نو دید و در افتاد در سخن
برد از دهان ننگ نو ننگ شکر سخن
هوش مصنوعی: طوطی به نو رسیدهای دید و به سخن آمد. از دهان او، ننگ و عیب را برداشت و شیرینی کلام را به دست آورد.
از فندق تو هیچ نخیزد به جز نبات
در پسته تو هیچ نگنجد مگر سخن
هوش مصنوعی: از فندق هیچ چیزی جز شیرینی برنمیآید و در پسته هیچ چیز جز حرف و گفتگو جا نمیگیرد.
اول حدیث روی نو گویند بلبلان
بر شاخسار گل چو در آیند در سخن
هوش مصنوعی: بلبلان وقتی بر روی شاخههای گل مینشینند، ابتدا از زیباییها و شگفتیهای نو میگویند و در صحبتهایشان به این موضوع میپردازند.
با آمل عشق عادت تو تلخ گفتن است
آری چو از لب تو ندارد خبر سخن
هوش مصنوعی: عادت تو این است که به زبان تلخی سخن میگویی، زمانی که از وجود من و احساساتم بیخبری.
دل را به پیش لعل تو قلب است نقد جان
تا همچو سکه با تو نگوید بزر سخن
هوش مصنوعی: دل انسان به عشق و زیبایی تو ارزشمند است و جان او همچون پولی گرانبهاست که نمیتواند به سادگی با تو سخن بگوید و خود را نشان دهد.
بر باد رفت عمر عزیز آخر ای صبا
در پیش آن نگار بگوی این قدر سخن
هوش مصنوعی: عمر گرانبهای من به سرعت گذشته و ای نسیم، از طرف من به آن معشوق بگو که دیگر نیازی به این صحبتها نیست.
مقصود گفت و گوی کمال از میان تویی
گفت آنچه داشت با تو نگوید دگر سخن
هوش مصنوعی: مقصود و هدف از گفت و گو درباره کمال، خود تو هستی. او هر آنچه که داشت با تو بیان کرد و دیگر چیزی برای گفتن ندارد.