برگردان به زبان ساده
سوخت به داغ غم چنان دل که نماند ازو نشان
پیش من آ ، دمی نشین آتش جان من نشان
هوش مصنوعی: دل به شدت از غم سوخته و دیگر هیچ نشانی از خود بر جا نگذاشته است. لحظهای بیا و ببین که آتش غم چطور جانم را میسوزاند.
بین و مرا ز تشنگی آمده بود جان به لب
داد ز آب زندگی خال لب تو ام نشان
هوش مصنوعی: با دقت به من نگاه کن، من از شدت تشنگی به لب مرگ رسیدهام. فقط یاد تو، که نشانی از زندگیام است، به من امید و انرژی میدهد.
تا فکنی به زیر پا جان جهانیان همه
دست ز آستین بکش، دامن زلف برفشان
هوش مصنوعی: هرگاه به فکر بیفتی که روح جهانیان را زیر پا بگذاری، باید از دامن زلف خود به آرامی دور شوی و آن را کنار بگذاری.
پند و نصیحت کسان تلخ کنند عیش من
ناصح تلخ گوی را چاشنیای ز لب چشان
هوش مصنوعی: دلسردکننده است که دیگران به من نصیحت بدهند و لذت من را خراب کنند. من به کسی که نصیحتهای تلخ میکند، میگویم که کمی شیرینی از لبان خود بزند تا طعم گفتههایش تغییر کند.
مستی ما ز چشم تو سر به جنون کشد یقین
چون به کرشمهای نهان، جمله شدیم سرخوشان
هوش مصنوعی: مستی و شیدایی ما به خاطر نگاه توست، به طور قطع وقتی که با یک حرکت کوچک و پنهانی تو، همه ما خوشحال و شاداب شدیم.
من نه به اختیار خود میروم از قفای تو
آن دو کمند عنبرین میکشدم کشان کشان
هوش مصنوعی: من بدون اراده خودم از پشت سر تو میروم و آن دو تار عطرینی که دارم، تو را به دنبال خود میکشم.
بهر پری اگر کسی عود بر آتش افکند
سوخت کمال عود جان، از هوس پریوشان
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد برای زیبایی یک پری عود را روی آتش بسوزاند، در واقع در کمال ابزار خود یعنی عود، زندگی و روحش را در آرزوی آن پری به آتش میکشد.