برگردان به زبان ساده
آمد لب تو باز بصد نازه در سخن
شیرین حکایتیست که گوید شکر سخن
هوش مصنوعی: لبهای تو با ناز و زیبایی باز میشود و در زبان شیرینت داستانی میگوید که شکر در کلام توست.
حاجت بگفت نیست ترا چشم و غمزه هست
گر میکنی بمردم صاحب نظر سخن
هوش مصنوعی: اگر نیازت را بگویی، چشم و دلدار وجود ندارد؛ اما اگر با اهل نظر سخن بگویی، غمزه و ناز او هست.
دیوار گوش دارد و اغیار نیز چشم
ما چون کنیم با نوز بیرون در سخن
هوش مصنوعی: دیوارها گوش میدهند و دیگران هم ما را زیر نظر دارند. چطور میتوانیم با کسی که در بیرون حضور دارد، صحبت کنیم؟
با گیسویت شبی که به پایان برم حدیث
خواهم گرفت با سر زلفت ز سر سخن
هوش مصنوعی: در شبی که به پایان میرسم، مایل هستم درباره موهایت صحبت کنم و از زیباییهای آن بگویم.
از ماجرای اشک منت هم شدی وقوف
گه گه اگر بگوش تو کردی گهر سخن
هوش مصنوعی: از داستان اشک و اندوه ما آگاه شدی، وقتی گاهی از سخنان گرانبهایم به گوش تو میرسید.
عاشق رخ تو دید و سخن بسته شد برو
چون شد تمام کشته نگوید دگر سخن
هوش مصنوعی: عاشق وقتی به چهره تو نگاه میکند و از زیبائیات صحبت میکند، دیگر نمیتواند چیزی بگوید. چرا که در این حال، تمام وجودش در اسارت عشق تو قرار گرفته و نمیتواند کلامی جز علاقه و عشق به تو ادا کند.
وصف رخت کمال چو آورد در میان
گفت از همه نکوتر و باریکتره سخن
هوش مصنوعی: وقتی زیبایی و کامل بودن چهرهات را توصیف کردند، گفتی که از همه زیباتر و لطیفتر است، اما در این حرفها کلمات نمیتوانند به درستی احساسات را منتقل کنند.