برگردان به زبان ساده
امشب ز خیالش سر ما خواب دگر داشت
وز عارض او چشم ترم آب دگر داشت
هوش مصنوعی: امشب، وقتی به یاد او بودم، خواب و خیال دیگری داشت و از چهرهاش چشمانم پر از اشک شد.
رخسارة ساقی و لب جام و رخ شمع
هریک از فروغ رخ او تاب دگر داشت
هوش مصنوعی: چهره زیبای ساقی و لب جام و نور شمع، هر کدام به نوعی از تابش و درخشش چهره او تأثیر گرفتهاند.
مهتاب شد از روزنه و تیره نشد چشم
کین خانه ازو پرتو مهتاب دگر داشت
هوش مصنوعی: ماه درخشانی که از روزنهای بیرون میآید، چشمان ما را تاریک نمیکند؛ چرا که این خانه به لطف نور ماه، نورانی است و حال و هوای دیگری دارد.
هرجا دل سودا زدهای بود کشان کرد
زلفش که به هر سلسله قلاب دگر داشت
هوش مصنوعی: هرجا که دل عاشق به عشق کسی شور و حال پیدا کند، زلف آن محبوب او را به سمت خود میکشاند؛ به گونهای که او در هر موقعیتی با زلفش دیگران را نیز متوجه خود میکند.
در حسرت عناب لب او دل رنجور
از خون جگر شربت عناب دگر داشت
هوش مصنوعی: دل من به خاطر عشق بیپایان او دچار درد و رنج است و همچنان در آرزوی دمی از قربش میسوزد، اما گویا نوشیدن شربتی از عناب در این حال و شرایط، به آرزوهایم هیچ کمکی نمیکند.
تا به این گربه بدان گوش رسانند
بر هر مژه چشمم در سیراب دگر داشت
هوش مصنوعی: تا زمانی که این پیام را به این گربه برسانند، در هر مژه از چشمم چیزی دیگر در حال جریان است.
دوشینه کمال از می میخانه ننوشید
کز شوق لبش ذوق می ناب دگر داشت
هوش مصنوعی: دیروز در میخانه نتوانستم از شراب کمال بچشم، زیرا شوق لب کسی را داشتم که طعم می ناب دیگری را به من چشاند.