برگردان به زبان ساده
من ز بویش بیخود و دیوانهام
گه به مسجد گاه در میخانهام
هوش مصنوعی: من به خاطر عطر او به شدت شگفتزده و دیوانهام، گاهی به مسجد میروم و گاهی هم به میخانه.
فتنهٔ آن غمزهٔ عاشقکشم
کشت آن نرگس مستانهام
هوش مصنوعی: غمهای که از یک نگاه جذاب به وجود آمده، جان مرا گرفته است و این نگاه از گل نرگس، با حالتی شیطنتآمیز نشأت میگیرد.
تا به آن جان و جهانم آشنا
هم ز جان هم از جهان بیگانهام
هوش مصنوعی: من به جان و جهانی که در آن هستم، آشنایی دارم، اما در عین حال از هر دو، هم از جان و هم از جهان، بیگانه و دور به نظر میآیم.
گفت های دیوانه اویم مگوی
هرگز این گویم مگر دیوانهام
هوش مصنوعی: نمیخواهم هیچگاه از حرفهای دیوانهام سخن بگویی، مگر اینکه خودم دیوانهام.
تا بر آن دریافتم جای قرار
نمیباید دگر در خانهام
هوش مصنوعی: وقتی که فهمیدم کجا باید بایستم، دیگر جایی در خانهام برای قرار گرفتن نیست.
تا غمت بنیاد ویرانی نهاد
یافت آبادی دل ویرانهام
هوش مصنوعی: غم تو باعث ویرانی من شد و حالا دل من که باید آباد باشد، تخریب شده است.
سر مکش از سوز ما گفتی کمال
شمع را گو اینکه من دیوانهام
هوش مصنوعی: از درد و رنج ما سر خود را بلند نکن، زیرا شمع به کمال خودش در سوز و گداز است و من نمیدانم چه میگویم، چون دیوانهام.