برگردان به زبان ساده
گر کام خود از لبت بگیرم
چون خضر به سالها نمیرم
هوش مصنوعی: اگر از لبانت آرزوهایم را بگیرم، به مانند خضر که همیشه زنده است، هیچگاه نمیمیرم.
زآن دم که تو آمدی به خاطر
فکر همه رفت از ضمیرم
هوش مصنوعی: زمانی که تو به زندگیام آمدی، همهٔ افکار و خیالهای دیگر از ذهنم پاک شدند.
دارم ز غم تو بر دل ریش
دردی که دوا نمیپذیرم
هوش مصنوعی: از غم تو دل شکستۀ من دردی دارد که هیچ درمانی برایش وجود ندارد.
چندان که ز من تو در نغوری
من نیز هم از تو در نفیرم
هوش مصنوعی: به اندازهای که تو به من توجه نمیکنی، من نیز به تو توجهی نمیکنم.
چون زلف تو گرد آیم از پای
هم زلف تو باد دستگیرم
هوش مصنوعی: زمانی که من دور زلف تو میچرخم، از پای تو نیز زلف تو مرا کمک میکند.
ای باد بهار کز تو خوشبوست
مجلسی به روایح عبیرم
هوش مصنوعی: ای باد بهاری که بوی خوشی را به مجلس آوردهای، تو به خاطر عطر خوشی که به همراه داری، عزیز و گرامی هستی.
بگذر به خجند و گر به یاران
از من که به شهر چین اسیرم
هوش مصنوعی: به خجند برو و اگر با دوستانم مواجه شدی، به آنها بگو که من در شهر چین گرفتار شدم.
زان برد کمال جور آن شوخ
کو محتشم است و من فقیرم
هوش مصنوعی: از ویژگیهای ناپسند و رفتارهای ناهنجار او برداشت میکنم، در حالی که او بسیار جذاب و با وقار به نظر میرسد و من در این میان شخصی فقیر و بیبهره هستم.