برگردان به زبان ساده
از پیش من آن شوخ چه تعجیل کنان رفت
دل نعره بر آورد که جان رفت و روان رفت
هوش مصنوعی: آن دختر بازیگوش با شتاب از پیش من رفت و دل من از شدت ناراحتی فریادی سر داد که جانم و روحی که در بدنم است در حال رفتن هستند.
گر خامه براند گذری پهلو نامش
در نامه نویسید که سر رفت و روان رفت
هوش مصنوعی: اگر قلمی بر کاغذ بگذارد و نام او را در نامه بنویسد، پس از آن روح و جانش از دنیا رفته است.
پروانه که مرد از غم روئی به سر خاک
شمعش مفروزید که با سوز نهان رفت
هوش مصنوعی: پروانهای که به خاطر عشق شمع از دنیا رفت، بر روی خاک شمعش بگذارید، چون با درد و سوزی پنهانی از این دنیا رفت.
از دید. گر از سودن پایش نرود نور
سودی نکند دیده که نورش به زبان رفت
هوش مصنوعی: اگر از مسیر درستی که باید برود خارج شود، روشنایی که به دست میآورد، به او هیچ فایدهای نخواهد رساند، زیرا آن نور فقط در کلام باقی میماند و به عمل تبدیل نمیشود.
هر جا خبر خاک کف پای تو گفتند
دامن بگرفت اشک به دندان و روان رفت
هوش مصنوعی: هر جا که از خاک پای تو سخن گفتند، او با بغضی در دل و اشکی در چشمانش دامنش را گرفت و به سمت آنجا روانه شد.
بوی تو رساندند ز یوسف به زلیخا
این نعره زنان آمد و آن جامه دران رفت
هوش مصنوعی: بوی تو را به زلیخا از یوسف رساندند و او با فریاد آمد و آن لباس را از خود دور کرد.
جز مهر تو نگزید کمال از همه عالم
آن روز که از جان و جهان دست نشان رفت
هوش مصنوعی: در آن روز که روح و دنیا از هم جدا شدند، تنها عشق تو بود که برتری و کمالی از همهٔ عالم نداشت.