برگردان به زبان ساده
صحبت یارِ بهشتیست پُر از ناز و نعیم
ای خوش آن دم که به ما آید از آن روضه نسیم
هوش مصنوعی: گفتوگوی محبوب بهشتی پر است از ناز و آسایش؛ چه خوب است آن وقتی که نسیم خوشی از آن باغ به سمت ما بیاید.
حور چشم سیهش خواند به از نرگس و گفت
نتوان خوانْد ازین بِهْ که سوادیست سقیم
هوش مصنوعی: چشم سیاه او به مراتب زیباتر از نرگس است و گفت که از این زیبایی نمیتوان بهراحتی انتقاد کرد، چرا که نقصانی در آن وجود دارد.
نیست خاک در او خالی از آمدشدِ اشک
رو نهاد سایلِ افتاده به درگاه کریم
هوش مصنوعی: در وجود او هیچ نقطهای از خشکی و بیحسی نیست؛ اشکها به حس و حال دلش افزوده و او خود را در برابر درگاه بخشنده و مهربان قرار داده است.
میکنم بام و در دیده به خون مژه نقش
تا شوی ار پی نظاره در آن گوشه مقیم
هوش مصنوعی: دیدهام را به اشک خویش میآلایم تا اگر تو همچنان در آن گوشه بمانی، قادر باشی مرا مشاهده کنی.
یک دلی دارم و خواهد ز من آن غمزه و خال
تیغ هندیست چو در پیش تو سازش به دو نیم
هوش مصنوعی: من یک دل دارم که آن غمزه و خال زیبا به من رو کرده و مثل تیغ هندی است. وقتی که تو در برابر من باشی، این دل به دو نیم میشود.
دیده نقش دهنت دل به رخت فال گشاد
بیملامت کشد از عشق تو چون آید میم
هوش مصنوعی: چشمانم تصویر لبهای تو را میبینند و دل من به خاطر زیباییهای تو، بدون هیچگونه سرزنشی آماده پذیرش عشق تو است؛ زیرا هنگامیکه میمی (مایی) از عشق تو در میآید، این احساس را به وجود میآورد.
بر قدمهای تو خواهد که زند بوسه کمال
باز بنما قدمی خاصه به مشتاق قدیم
هوش مصنوعی: بر روی پای تو میخواهد بوسهای به کمال بزند، پس قدمی خاص برای عاشق قدیمیات بردار.