برگردان به زبان ساده
دل برفت از دست ما تنها نه دل دلدار هم
سینه از داغ جدانی خسته و انگار هم
هوش مصنوعی: دل ما از دست رفت و تنها نیستیم، دل معشوق هم از درد جدایی رنج میبرد و سینهاش از غم و ناراحتی خسته است.
آخر آمد روز وصل و روزگار عیش نیز
چشم خوابانید بخت و دولت بیدار هم
هوش مصنوعی: سرانجام روز وصال فرا رسید و زمان خوشی و سرخوشی نیز آغاز شد، در این حال چشمان خواب آلود بخت و خوشبختی بیدار و آماده استقبال از شادیها شدند.
گر بگویم پیش باران درد بی باری خویش
بر من بیدل بگرید بار هم اغیار هم
هوش مصنوعی: اگر به باران بگویم که از دردهای سنگین خودم بگوید، دل بیدل من به حال من میگرید و هم اینکه دیگران نیز با من همدرد میشوند.
بیوفانی بین کزو جز پرسشم امید نیست
خاطر باری نمیجوید بدین مقدار هم
هوش مصنوعی: بیکفایتی کسی را ببین که جز سوال من هیچ امیدی ندارد. دلش به خاطر این وضعیت، دیگر چیزی نمیخواهد و حتی به اندازهای که من توقع دارم، هم دنبال آسایش نیست.
گر برنجاند مرا بسیار تر از دیگران
هم نرنجم بلکه دارم منت بسیار هم
هوش مصنوعی: اگر کسی مرا بسیار برنجاند، من ناراحت نخواهم شد؛ چراکه از آنکه بر من منت دارد، بینهایت سپاسگزارم.
تا غم و اندوه او غمخوار و مونس شد مرا
فارغ و آسوده ام از مونس و غمخوار هم
هوش مصنوعی: وقتی که غم و اندوه او، همدم و همراه من شد، دیگر از هیچ همراه و دلداری آسوده و راحت هستم.
با رخ او مهر پنهان چند میورزی کمال
کاین سخن در کوی شد مشهور و در بازار هم
هوش مصنوعی: با چهره او، خورشید پنهان را چه مدت دوست میداری؟ زیرا این سخن در خیابان معروف شده و در بازار هم شنیده میشود.